مجله خانواده سبز - اکبر کریمی: هافبک قدرتی شوت زن و گل ساز فصل قبل استقلال تهران که توانایی استفاده از هر دو پای خود را دارد، امروز یکی از مردان قابل اعتماد کارلوس کی روش است و جناح چپ تیم ملی را به تسخیر خود درآورده است. گرچه بدشانسی به نام آسیب دیدگی باعث شد که هم جام جهانی و هم جام ملت های آسیا را از دست بدهد.

تیام و تیارا، عشق بابا «هاشم»!


از کجا آغاز شد؟
بیک زاده کار خود را با تیم های برق و کوثر تهران آغاز و با تیم فجر سپاسی شیراز در فوتبال ایران چهره شد تا در این زمان توسط امیر قعله نوعی به تیم ملی دعوت شود. چند سال قبل بیک زاده با حبیب کاشانی مدیرعامل و حمید استیلی سرمربی وقت پرسپولیس توافق کرده و قراردادی بست و با پیراهن این باشگاه عکس هم انداخت.
ولی به یکباره او را در تیم رقیب یعنی استقلال تهران دیدیم. بعد از تغییر مدیریت در پرسپولیس و رفتن کاشانی و استیلی از این تیم بود که بیک زاده مورد توجه آبی های پایتخت قرار گرفت. البته آن روزهایی که تازه به استقلال تهران آمده بود دچار مصدومیت شد، اما توانست، جایگاه ثابتی را برای خود در تیم استقلال به دست آورد و دوباره به تیم ملی دعوت شود و این بار توسط افشین قطبی.
با رفتن قلعه نوعی به سپاهان، هاشم نیز به اصفهان کوچ کرد و دو فصل موفق را در نصف جهان سپری کرد و توانست دوبار فاتح لیگ برتر شود. با بازگشت قلعه نوعی به استقلال، بیک زاده نیز به جمع آبی ها بازگشت. هاشم را می توان یکی از بدشانس ترین فوتبالیست های دهه اخیر دانست. او در عین آمادگی و در دقیقه 90 فرصت حضور در جام جهانی و جام ملت های آسیا را از دست داد و رویارویی تاریخی او با مسی هیچگاه محقق نشد. هاشم این روزها به اردوی تیم ملی فوتبال دعوت شده و از هم اکنون برای رقابت های مقدماتی جام جهانی 2018 روسیه آماده می شود.
بچه کیانشهر تهران و آرزوهای کودکی
متولد 2 بهمن ماه سال 1362 در محله کیانشهر تهران هستم. دو برادر و سه خواهر هستیم که من فرزند اول خانواده هستم. اصلیتی اردبیلی داریم. پدرم کارگر و مادر هم خانه دار است.
منهم مثل همه بچه های جنوب شهر عاشق توپ و فوتبال بودم. با توپ پلاستیکی همه جا بازی می کردم و همه وقتم در زمین های خاکی فوتبال می گذشت. استاد شکستن شیشه های خانه ها شده بودم. واقعا از فوتبال لذت می بردم. فوتبال را نه فقط به خاطر بازی، بلکه وسیله ای برای رسیدن به آرزوهایم می دانستم.
نه این که بچه درسخوانی نباشم، اتفاقا همیشه نمره های خوبی می آوردم و در رشته تجربی هم دیپلم گرفتم. ولی خب به خاطر علاقه بیش از حد به فوتبال، بیشتر وقتم درگیر تمرین بود. خیلی وقت ها با بچه ها از مدرسه فرار می کردیم و آنها برای تماشای بازی به استادیوم می رفتند، اما من می رفتم سر تمرین و زحمت می کشیدم. هروقت بچه ها می گفتند بیا بریم استادیوم، می گفتم آنقدر تمرین می کنم تا روزی بیایند استادیوم برای تماشای بازی های من!

تیام و تیارا، عشق بابا «هاشم»!


برادرم در نونهالان استقلال
در ابتدا که خانواده ام به طور کلی مخالف فوتبال بودند ولی خوب زمانی که دیدند استعداد و علاقه خاصی نسبت به این رشته دارم، دست از مخالفت برداشتند و خانواده ام تبدیل شدند به مشوقین من! الان هم برادر کوچک ترم رضا که 9 ساله است در نونهالان استقلال عضویت دارد و مشغول بازی است. فوتبالم را در تیم کانون مطهری واقع در میدان شوش تهران آغاز کردم و بعد از آن به تیم برق تهران پیوستم.
سه سال در خدمت این تیم بودم و بعد از آن هم دو سال در خدمت تیم کوثر تهران بودم. با فرارسیدن موعد اعزام به خدمت سربازی به تیم فجر سپاسی شیراز پیوستم و چهار فصل هم در این تیم توپ زدم. یعنی بعد از دو فصل سربازی دو فصل دیگر هم قراردادم را با این تیم تمدید کردم.
هاشم در ادامه می گوید: همه می دانند که اگر در فوتبال، کسی را نداشته باشی تا بتوانی به کمک او به تیمهای مطرح راه پیدا کنی کارت در فوتبال حرفه ای خیلی مشکل خواهدبود. برای همین سختی های زیادی را متحمل شدم تا بتوانم با ارائه بازی های خوب، خودم را مطرح کنم و به قول معروف بازی هایم به چشم بیاید.
چند سالی هم که مجبور بودم در تیم فجر سپاسی شیراز و به دور از خانواده باشم، ولی خدا را شکر با همه این سختی ها کنار آمدم، چرا که اهداف بزرگی در سر دارم و برای رسیدن به آنها باید بیشتر از این ها زحمت بکشم.
به پرسپولیس نرفتم
قبل از پیوستن به استقلال با پرسپولیس قرارداد امضا کردم. در آن زمان مدیرعامل وقتتیم پرسپولیس آقای کاشانی بودند و سرمربی هم آقای استیلی مدیریت آقای کاشانی را خیلی قبول داشتم و آقای استیلی هم به بازی من خیلی اعتقاد داشتند. برای همین احساس کردم که راه پیشرفتم در پرسپولس هموارتر است و با این تیم قرارداد بستم. ولی با تغییر مدیریت و سرمربی تیم پرسپولیس و فکر این که در افکار تاکتیکی مدیریت و مربی جدید جایگاهی نداشته باشم قید حضور در این تیم را زدم.
البته من یک بازیکن حرفه ای هستم و همیشه سعی می کنم حرفه ای هم رفتار کنم. فوتبال حرفه ای تماشاگر حرفه ای هم می خواهد. زمانی که با تیمی قرارداد دارم با جان و دل برای آن تیم زحمت می کشم. تماشاگران ما هم به خوبی به این امر واقف هستند.
دو سال در اصفهان
من دو سال از استقلال دور بودم و در تیم سپاهان حضور داشتم. واقعا دو سال خیلی خوب با این تیم داشتم و توانستم دو بار فاتح لیگ برتر شوم. در جام باشگاه های آسیا هم حضور خوبی داشتیم. فکر می کنم تجارب خیلی خوبی در این دو سال به دست آوردم و حالا هم خیلی خوشحالم که در تیم محبوبم استقلال بازی می کنم.
فوتبال یعنی مبارزه
سال اولی که با استقلال بودم با این تیم قهرمان لیگ برتر شدم و خاطرات خوبی برایم رقم خورد. از لحاظ فوتبالی هم تجربه های خوبی کسب کردم. حضور در تیم بزرگ پایتخت و کار کردن با مرییان بزرگ و بازی در کنار ستارگان باعث شد تاب ه مرزی از پختگی برسم. خوب یاد گرفته ام که فوتبال یعنی مبارزه و در این مبارزه حق را به تو نمی دهند و باید حقت را بگیری! باید آنقدر زحمت بکشی تا به اهداف خود برسی. برای همین، هیچ وقت اجازه ندادم ترس در وجودم رخنه کند و همیشه با توکل به خدای مهربان و اعتماد به نفس بالا به دنبال رقابت سالم بوده ام.

تیام و تیارا، عشق بابا «هاشم»!


دوپا هستم
امسال خیلی حاشیه داشتیم و نتوانستیم در لیگ و جام حذفی برای هوادارن جام بیاوریم. یکی دو سالی هست که انتقادها نسبت به من زیاد شده و می گویند من برای تیم ملی بیشتر انرژی می گذارم تا استقلال. باید بگویم که استقلال تیم محبوب من است و خودم را مدیون هواداران این تیم می دانم، تیم ملی هم جای خود را دارد و به خاطر آن سرم را مقابل توپ می گذارم.
امسال من کمی بدشانس بودم و مصدومیت های پی در پی اجازه نداد، بازی های دلخواهم را برای استقلال انجام دهم. ولی مطمئن باشید من با استقلال یک بار دیگر قهرمان لیگ شده و به لیگ قهرمانان آسیا می رویم.
هاشم می گوید: من دوپا هستم و توانایی استفاده از هر دو پا را دارم. در زمان حضورم در تیم فجر سپاسی در مقاطعی هافبک چپ ما مصدوم شد و آقای پیروانی از من در این پست استفاده کردند و در بازی مقابل، یک گل زدم و یک پاس گل دادم. از آن زمان شدم هافبک چپ، ولی سابقه حضور در نقش هافبک نفوذی را هم دارم و دوست دارم آنجا هم بازی کنم.
در تمرینات تیم ملی زمان آقای قطبی و آقای اریش روته مولر آنها اعتقاد داشتند با توجه به سبک بازی و استیل بدنی ام بوندس لیگای آلمان محل مناسبی برای پیشرفت فوتبالم است. ولی خودم لیگ انگلیس را خیلی دوست دارم.
آقای کی روش با فهرستی که برای تیم ملی اعلام می کنند همیشه ثابت کردند که به دنبال بهترین ها هستند و با اسم و رسم بازیکنان کاری ندارند. امیدوارم با به وجود آمدن جوی سالم برای رقابت در اردوی تیم ملی جایگاه ثابتی در تیم ملی به دست آورم، البته اگر این بار بدشانسی آسیب دیدگی به سراغم نیاید.
مهرماه سال 1387 ازدواج کردم و جا دارد از همسرم عزیزم تشکر ویژه ای داشته باشم که با همه سختی ها و مشکلات زندگی با یک ورزشکار حرفه ای کنار آمده و در این یک سال تاثیر زیادی در زندگی و ورزش من گذاشته است. حاصل این ازدواج دو دختر زیبا به نام های تیام و تیارا هستند که همه زندگی من هستند و عاشقانه دوست شان دارم.

تیام و تیارا، عشق بابا «هاشم»!


از لا به لای حرف ها
· اولین حقوقی که از فوتبال گرفتم، خوب یادم نیست ولی فکر کنم اولین قرارداد رسمی که بستم یک میلیون تومان دریافت کردم.
· به جز فوتبال منبع درآمد دیگری ندارم. ولی خیلی دوست دارم در آینده ای نزدیک شغل مناسبی که با ورزش هم در ارتباط باشد برای خودم انتخاب کنم. اگر واقع9 بین باشیم باید قبول کنیم که بالاخره فوتبال یک روز تمام می شو و نمی تواند منبع درآمد همیشگی برای بازیکنان باشد.
· چیزی از آشپزی بلد نیستم اصلا حتی نیمرو هم بلد نیستم فقط خوب می خورم!
· هروقت فرصت کنم به همراه خانواده ام به مسافرت میرویم. سفر به مشهد مقدس و شمال کشور تقریبا از برنامه های ثابت مسافرتی ما در طول سال است. در مسافرت های خارج کشور هم ترکیه را بیشتر می پسندم و خیلی دوست دارم یک بار هم به اتفاق همسرم به فرانسه سفر کنم.
· بیشتر وقتم با خانواده ام می گذرد و با دخترهایم بازی می کنم. با آنها به پارک و شهربازی می روم. باور کنید هیچ لذتی بالاتر از این نیست که کنار دخترانم باشم.
· هروقت که فرصتی پیش بیاید به همراه همسرم برای تماشای فیلم به سینما می رویم. بازی های پرویز پرستویی و مهتاب کرامتی را خیلی دوست دارم.
· صدای مجید خراط ها را خیلی دوست دارم.
· اخلاق مثبت من این است که خیلی کم عصبانی می شوم و اخلاق منفی من این که، زودرنجم...
· وقتی عصبانی می شوم سعی می کنم آرام باشم و خودم را کنترل کنم.