وب سایت دیجیاتو - پیام ادیب: بیل گرلی، سرمایه گذار شناخته شده ی سیلیکون ولی، پیش از این گفته بود سال ۲۰۱۵ سال خداحافظی با حد اقل یک استارتاپ تک شاخ (استارتاپی که ارزش آن بیش از یک میلیارد دلار باشد) خواهد بود. با وجود تمام صحبت هایی که از پذیرا شدن شکست در دنیای فناوری می شود، در میان شرکت های ارزشمندی که به آنها لقب اسب تک شاخ داده اند کمتر شاهد این موضوع بوده ایم.
اما اگر می بینیم هیچ شرکت بزرگی شکست نمی خورد و در عوض برای رفع و رجوع مشکلات برطرف نشدنی خود، همگی به جریان های دائمی و وسیع سرمایه دسترسی دارند، احتمالاً حباب زیست بوم شرکت های حوزه ی فناوری از آنچه خیلی ها در حال حاضر تصور می کنند بزرگ تر است.
از طرف دیگر اگر احتمال شکست اساساً صفر باشد، سرمایه گذارانی نظیر رو پرایس، یانوس، و فیدلیتی به طور قطع سود خوبی از سرمایه گذاری خود به دست آورده اند. وقتی یک شرکت معمولی می تواند تا سال ۲۰۱۵ هجده سال در فهرست اس اند پی ۵۰۰ حضور داشته باشد، دیوانگی است اگر فکر کنیم در میان گروهی از شرکت هایی که تعدادشان از هشتاد هم عبور کرده است، شکست بزرگ دیگری نخواهیم داشت.

همه چیز درباره «اِورنوت» پرکاربرد؛ استارتاپی 100 ساله
از بین رفتن تک شاخ ها در کل قابل قبول نیست. مرگ آنها به این معنی است که افراد شغل خود را از دست می دهند و کار و پروژه هایشان رها می شود. این برای کارمندان یعنی دوران تنش و استرس، ضرر و دشواری های بالقوه. اما تک شاخ های دنیای استارتاپ ها، بر خلاف آنچه از نامشان بر می آید دیگر چندان کمیاب نیستند و شکست نیز بخشی از ابزار های یک اقتصاد سالم برای تغییر به سمت ایده های نو و رهبری جدید محسوب می شود.
با قرار داشتن دنیای فناوری در میانه ی یک انفجار گسترده، شرکت های پایدارتر (از لحاظ مالی) و نوآورتر دیگری وجود دارند که تشنه ی به کارگیری استعدادها در موقعیت هایی هستند که برای کارمندان شرایط مساعدتری دارند و به اقتصاد کل نگرانه تر نگاه می‌کنند. در شکست نیز به طور قطع درس هایی نهفته است که استارتاپ های دیگر با درس گرفتن از آنها می توانند قدرتمند تر و انعطاف پذیر تر باشند.
اما نکته ی عجیبی که در مورد استارتاپ های تک شاخ وجود دارد این است که نمی توان به این سادگی ها گفت کدام یک ممکن است در معرض خطر باشند. شرکت ها موفق شده اند سرمایه های آنچنانی جذب کنند، سرمایه هایی که می توانند سال ها به آن تکیه کنند و تقریباً دست به هیچ کاری نزنند. این یعنی شکست در دنیای فناوری مثل شکست در صنایع دیگر نیست.
بر خلاف حکایت های مرسومی که این طرف و آن طرف شنیده می شود، تک شاخ ها یک شبه غیب نمی شوند. آنها با به حاشیه رفتن محصولات اصلی خود، شکست طرح های جدید، توقف و سقوط رشد کاربران، افزایش هزینه ها، و خارج شدن استعداد های برتر از سیستم، مرگی تدریجی را تجربه می کنند. وقتی به نحوه ی زمین خوردن احتمالی استارتاپ های میلیارد دلاری نگاه می کنیم، خواهیم دید که یکی از آنها به وضوح در انتهای مسیر شکست قرار دارد و آن استارتاپی نیست جز اورنوت.
بعد از چند سال سکوت رادیویی اورنوت، این شرکت در اواخر ماه جولای مدیرعامل خود را عوض کرد. فیل لیبین، یکی از اعضای تیم مؤسس اورنوت که بارها از رساندن این استارتاپ به یک شرکت ۱۰۰ ساله سخن به میان آورده بود، از موقعیت خود کنار می رفت و نقش خود را به کریس اونیل، مدیر اجرایی پروژه ی عینک گوگل واگذار می کرد.

همه چیز درباره «اِورنوت» پرکاربرد؛ استارتاپی 100 ساله

می توان گفت اورنوت ساکن کالیفرنیا، با توجه به همسایه هایی که باید بر سر جذب استعداد با آنها به رقابت بپردازد، آنقدر ها هم از خود استقلال ندارد. این موضوع باعث می شود لیبین برای بی میلی ظاهری خود به رشد کارکنانش هیچ توجیهی نداشته باشد، به ویژه با عدم موفقیت وی در استخدام مدیر عملیات تا یکم ژوئن. جذب و حفظ استعداد ها یکی از مسئولیت های اصلی مدیرعامل است و اگر لیبین واقعاً علاقه ای به این کار ندارد، باید خیلی وقت پیش از این شرکت جدا می شد.
نمی توان احساس کارمندان اورنوت را در حال شنیدن صحبت های مدیرعامل سابق و رئیس هیئت مدیره ی فعلی مبنی بر بی اهمیت بودن آینده شان تصور کرد. کارکنان و رشد سازمانی آنها در شرکت های حوزه ی فناوری حکم خون در رگ های شرکت را دارند و واقعاً جای شگفتی است که مدیری به سادگی بگوید اهمیتی به این موضوع نمی دهد.
نظرات اونیل هم حاکی از علائم خطرناک تری بوده اند. کسی نیوتون از ورج اعتقاد دارد نظرات اونیل در جمع رسانه ها در بهترین حالت نگران کننده است. پیشینه ی غیر مرتبط او برای اداره ی یک شرکت نرم افزاریِ در معرض نابودی نیز جای خود دارد.
شرکت صد ساله

همه چیز درباره «اِورنوت» پرکاربرد؛ استارتاپی 100 ساله

تک شاخ شدن اورنوت با جذب ۷۰ میلیون دلار به سال ۲۰۱۲ باز می گردد. این مبلغ، کل سرمایه ی جذب شده توسط اورنوت را در آن زمان به ۱۶۶ میلیون دلار رساند. جاش کاستین در ماه می سال ۲۰۱۲ در تک کرانچ نوشت: «گذار اورنوت از یک استارتاپ به شرکتی که قصد دارد ۱۰۰ سال بماند با تأیید جذب ۷۰ میلیون دلار سرمایه و رسیدن ارزش گذاری آن به ۱ میلیارد دلار رسمی شد.
اما اورنوت به این پول نیازی ندارد. این شرکت هنوز بخش بزرگی از ۹۶ میلیون دلاری که قبلاً جذب کرده را در کنار بیش از یک میلیون مشترک پولی خود دست نخورده باقی گذاشته. اما حالا پول لازم برای جدا کردن خود از شرایط کوتاه مدت بازار را به دست آورده است. دور جدید جذب سرمایه ی این شرکت گسترش جهانی آن را نیز تأمین خواهد کرد».
کاستین در ادامه نوشت: «اما اورنوت فقط به این دلیل که بلوغ را تجربه می کند، برنامه ای برای کاستن از سرعت خود ندارد. لیبین اعتقاد دارد این سرمایه، خلاق ترین مرحله ی این شرکت را برایشان رقم خواهد زد».
اورنوت یکی از معدود شرکت های نرم افزاری است که در چین به لطف استراتژی نامتعارفی که در پیش گرفته به موفقیت رسیده است. شرکت های فناوری مستقر در امریکا مثل توئیتر و فیسبوک مدتهاست به خاطر بحث های نظارتی در چین ممنوع علام شده اند. نتیجه ی این امر وفور کپی های چینی از آنهاست، نظیر وایبو (توئیتر چینی) و رنرن (فیسبوک چینی).
اما اورنوت اساساً نسخه ی چینی خودش را تولید کرد و آن را تحت نامی به زبان چینی (یینژیانگ بیژی به معنای دفترچه ی یادداشت) به طور کامل در چین اداره می کند. اورنوت تا اوایل سال ۲۰۱۵ یازده میلیون و پانصد هزار کاربر در چین داشت؛ کشوری که دومین بازار این نرم افزار پس از امریکا را برایش رقم زد.
جدای از موفقیت اورنوت در چین، اورنوت ۲۰۱۵ شباهت زیادی به اورنوت ۲۰۱۲ ندارد. شرایط کوتاه مدت بازار که این شرکت در سال ۲۰۱۲ نگرانش بود تحقق پیدا نکرد. در عوض، سال های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ جزو بهترین سال های جذب سرمایه برای شرکت های خصوصی امریکایی بودند.
با اینکه شرکت مذکور چند خرید کوچک انجام داد، اما نتوانست حتی یک خرید مهم با تأثیری قابل توجه روی محصول اصلی خود انجام دهد. ریسک ها و ویژگی های تازه ای که از آن صحبت شده بود هیچگاه به واقعیت بدل نشد. درست مثل دراپ باکس، با وجود پول نقد و منابعی که به سمت این شرکت جریان پیدا کرد، محصول اصلی آن ظرف چندین سال گذشته تغییرات زیادی به خود ندیده است.
علت شیوه ی جذب سرمایه ی این شرکت توسط لیبین آمادگی برای عرضه ی اولیه ی سهام و عمومی شدن آن عنوان شده بود. این در حالی است که این شرکت در سال ۲۰۱۵ از هر زمان دیگری با این کار فاصله ی بیشتری دارد.
ساخت محصولات خوب

همه چیز درباره «اِورنوت» پرکاربرد؛ استارتاپی 100 ساله

اما بزرگ ترین نقدی که در سال ۲۰۱۵ به اورنوت می شود نظرات فیل لیبین درباره ی این شرکت در سال ۲۰۱۲ است. در آن زمان گفته می شد «اورنوت در حوزه ی ذخیره سازی ابری با دراپ باکس، آی کلاود، و گوگل درایو رقابت می کند، در حوزه ی گزینش اینترنت با اینستاپیپر و اسپول، و در حوزه ی ویرایش عکس نیز فوتوشاپ و گیمپ رقبای آن خواهند بود. ثروت رقبای دیرپای آن از یک طرف نشان دهنده ی چالشی است که پیش روی اورنوت قرار دارد، و از طرف دیگر نیاز شفاف آن به تولید محصول».
لیبین نیز گفته بود رقبا را بزرگ ترین خطر تهدید کننده ی اورنوت نمی داند: «محتمل ترین حالتی که برای شکست اورنوت می توان تصور کرد این است که دست از ارائه ی محصولات خوب بردارد. ما اگر وارد حالت دفاعی شویم، تمرکزمان روی کیفیت را از دست خواهیم داد».
اما اورنوت از آن زمان تا کنون هیچ محصول خوبی تولید نکرده است. خیلی ها زمانی کاربر پر و پا قرص اورنوت بوده اند اما با گذشت زمان این برنامه کارایی خود را از دست داده و کم کم به فراموشی سپرده شده است. این برنامه نمی تواند حتی یک کار را به خوبی انجام دهد، و در عوض سعی می کند برای جبران، چند کار دیگر را به شکلی ضعیف به انجام برساند.
اگر بعد از چند سال محض کنجکاوی به سراغ اپلیکیشن آن بروید درخواهید یافت ظرف این سال ها تغییر خاصی نکرده و تنها مرگی تدریجی را تجربه کرده است. اما سؤال واقعی اینجاست که بازار ظرف سال های ۲۰۱۲ به بعد چگونه با آن برخورد کرده است و اینکه آیا روند های عمده ی بازار به نفع آن خواهند بود یا به ضرر آن.
اورنوت نیز مثل دراپ باکس در نهایت به این صرافت افتاد که برای پول در آوردن به معنای واقعی، به مشتریان تجاری نیاز دارد که خود آنها نیز در کل نیازمند فروش هستند؛ چیزی که خود لیبین نیز به بی توجهی اش نسبت به آن اعتراف کرده است.
اغلب مشتریان در حال حاضر به استفاده از محصولات دیگری روی آورده اند که بیش از نیاز یک اپلیکیشن نوت برداری خدمات می دهند. بسیاری از آنها مدتهاست به اپلیکیشن های گوگل روی آورده اند. وان نوت مایکروسافت نیز به رایگان در دسترس قرار دارد و ابزار های مشارکتی آن نیز همین حالا هم برای سازمان هایی که از مایکروسافت آفیس ۳۶۵ استفاده می کنند در دسترس است.
اما جالب ترین دگرسویی از مدل اورنوت، اسلک است که رشد چشمگیر و زودگذر خود در باشگاه تک شاخ ها را تجربه کرده است. مشخص نیست نرم افزاری مثل اورنوت امروزه کجای نیازهای جریان های کاری را باید رفع و رجوع کند. اما با وجود امکانات گسترده ای که ابزار هایی مثل اسلک در اختیار کاربران خود قرار می دهند، اورنوت عامدانه در دنیای روز به روز باز تر، دسترسی پذیر تر، و زنده تر کسب و کار امروز، اپلیکیشنی بسته می سازد.
خود اورنوت نیز این را می داند. این شرکت در اواخر سال گذشته قصد کرد محصول پیام رسان خود را با عنوان ورک چت راهی بازار کند. از هر کسی که در مورد این نرم افزار و استفاده از آن بپرسید در کنار پاسخ منفی خود از شما می پرسد چرا اورنوت باید اپلیکیشنی برای چت بسازد؟ این محصول به وضوح یک شکست قطعی است. بسیاری از کاربران اورنوت دوست دارند آن را به طور کامل از نرم افزار نوت برداری خود حذف کنند. به نظر می رسد محصول یاد شده در حال به حاشیه رفتن است، اما آمار استفاده ی پلتفرم های مهم این حوزه چگونه است؟
سابقه ی استفاده از اورنوت در اپ استور iOS از سال ۲۰۱۱ تا کنون

همه چیز درباره «اِورنوت» پرکاربرد؛ استارتاپی 100 ساله

آمار دانلود نشان می دهند اوج استفاده از اورنوت از سال ۲۰۱۱ تا اوایل ۲۰۱۳ بوده است. با اینکه رتبه ی محصول این شرکت هنوز خوب به شمار می رود، آمار حکایت از افتی ثابت دارد. لازم به ذکر است که آمار دانلود اورنوت در مک اپ و اپ استور های آیپد بهتر است، با اینکه حجم پایین تر هر یک از آنها بر میزان موفقیت اورنوت در آنها سایه می افکند. لازم به ذکر است که آمارهای ارائه شده تنها مربوط به ایالات متحده هستند. جالب اینجاست که وان نوت مایکروسافت در همین بازه ی زمانی رشد پایداری را تجربه کرده است.
سابقه ی استفاده از وان نوت در اپ استور iOS از سال ۲۰۱۱ تا کنون


همه چیز درباره «اِورنوت» پرکاربرد؛ استارتاپی 100 ساله

البته آمار دانلود تنها بخشی از داستان هستند. اگر تک شاخ ها به خاطر رانده شدن تدریجی شان به حاشیه از بین می روند، یکی دیگر از شاخص های جالب توجه بررسی کمیت خواهد بود. بررسی امتیازات کاربران راه چندان خوبی برای سنجش موفقیت شرکت تولید کننده ی اپلیکیشن نیست. برای مثال امتیازهای فیسبوک از اواخر سال ۲۰۱۴ و با خارج کردن مسنجر از اپلیکیشن اصلی خود به شدت بد بوده است. با این حال، این امتیازات معیار خوبی هستند برای اینکه بفهمیم چند نفر واقعاً برای محصول ارزش قائل هستند؛ چه خوب چه بد.
امتیازات اورنوت در اپ استور iOS از سال ۲۰۰۸ تا کنون


همه چیز درباره «اِورنوت» پرکاربرد؛ استارتاپی 100 ساله

این اعداد برای شرکت های سالم و در حال رشد طبیعی نیستند، مخصوصاً اینکه امتیازهای سال ۲۰۱۵ به نظر نصف ۲۰۱۴ می رسد. شرکت هایی که رشدی سالم را تجربه می کنند آمار مشارکت بسیار متفاوتی را شاهد هستند:
امتیازات اسنپ چت در اپ استور iOS از سال ۲۰۱۱ تا کنون


همه چیز درباره «اِورنوت» پرکاربرد؛ استارتاپی 100 ساله

امتیازات وان نوت در اپ استور iOS از سال ۲۰۱۱ تا کنون


همه چیز درباره «اِورنوت» پرکاربرد؛ استارتاپی 100 ساله

این روندها نشان می دهند اورنوت در عین تلاشی که برای گسترش ردپای محصول خود به کار بسته، به طور همزمان پایگاه محصول اصلی خود را از دست می دهد.
حفظ استعداد ها
اورنوت از بسیاری جهات در میانه ی راه رانده شدن به حاشیه است. از لحاظ محصول می توان گفت مشتریان کم کم به اهمیت ندادن به آن عادت کرده اند. با کاهش نرخ دانلود این نرم افزار، رقبای آن نیز محصولات بهتری ارائه می کنند که برخی از آنها مثل وان نوت مجانی هم هستند. از لحاظ مالی نیز اورنوت سه سال است با وجود شرایط بسیار مساعدی که برای جذب سرمایه به وجود آمده، هیچ سرمایه ای جذب نکرده است.
رقابت، نه تنها از سوی اپلیکیشن های نوت برداری، بلکه از هر سمت دیگری نظیر گوگل، اسلک، و دراپ باکس، ذره ذره بسیاری از ویژگی های اورنوت را از آن گرفته است، علی الخصوص ویژگی هایی که امیدوار است بتواند کسب و کار ها را بابتشان مجاب به پرداخت پول کند. با وجود شرکت های دیگری که در همین حوزه رشد مستحکم و پایداری را تجربه می کنند، این مسئله به مشکل جدیدی می انجامد: توانایی جذب و نگهداری کارمند. شرکت های فناوری را تیم های فناوری محور پیش پا افتاده نساخته اند و بهترین مهندسان، طراحان، بازاریابان، و مدیران تولید گزینه های خوبی برای کار در اختیار دارند. وضعیت بیجان اورنوت و عدم توانایی آن برای حرکت به سمت عرضه ی عمومی سهام، به شدت به توانایی آن برای استخدام نیروی ماهر لطمه می زند.
بررسی گلسدور نشان می دهد این شرکت از درون با همان مشکلاتی دست به گریبان است که مشتریان از بیرون نیز شاهد آن هستند. فارغ از تمام حرف و حدیث های مدیریتی، واضح است که رفع مسئولیت لیبین از خود در مسئله ی رشد کارکنان، پیامدهایی بسیار جدی در بر داشته است.
تغییرات مدیریتی و جهتگیری محصول را می توان نادیده گرفت، اما کارمندان شرکت های خصوصی انتظار دارند هم در زندگی حرفه ای خود و هم در شرکتی که در آن فعالیت می کنند شاهد رشد باشند. دومی یکی از دلایل عمومی شدن شرکت هایی است که به دنبال این کار هستند. در صورتی که اورنوت بخواهد در آینده با ارزش گذاری پایین تر سرمایه ی دیگری جذب کند، سرمایه گذاران احتمالی قطعاً سهم بزرگ تری از هر موفقیتی را از آن خود خواهند کرد که این در نهایت به ضرر کارمندان خواهد بود.
وقتی استارتاپ ها از لحاظ مالی عملکرد ضعیفی پیدا می کنند، از آنجایی که حقوق کارمندان یکی از بزرگ ترین هزینه های آنها محسوب می شود، خاتمه دادن به همکاری با کارمندان یکی از راه های سریع کاستن از هزینه هاست. اورنوت نیز اوایل امسال با عنوان بازآفرینی ساختار های خود در نیروی کار ۴۰۰ و اندی نفری اش کاهشی ۵ درصدی داشت که این رقم بعدها بیشتر هم شد.
مرگ تدریجی یک رؤیا

همه چیز درباره «اِورنوت» پرکاربرد؛ استارتاپی 100 ساله

اورنوت نمرده است؛ حد اقل هنوز نه. محصولش هنوز کاربرد دارد، وبسایتش کار می کند و کارمندانش صبح روزهای دوشنبه به دفاتر خود قدم می گذارند. اما بوی مرگ همیشگی آن همین حالا هم در فضا پیچیده است.
با کاهش رشد، ضروری ترین نیاز این شرکت جذب و حفظ استعدادهایی است که بتوانند با ساخت محصولاتی موفق، سرنوشت دیگری برای آن رقم بزنند. این کار، بسیار دشوار خواهد بود. استخدام استعداد های واقعی با به حاشیه رفتن اورنوت برای این شرکت بسیار هزینه بر خواهد بود و با این شرایط کمتر کسی برای کار به سراغ آن خواهد رفت. اگر قدمی به عقب برداریم، باور کردنی نیست که ۲۹۰ میلیون دلار سرمایه تا چه حد برای این شرکت بی فایده بوده است.
ایده ی نوت برداری همیشه بخشی از مأموریت بزرگ تری بوده که برای بالا بردن بازده محل کار وجود داشته است. محصولاتی که ارائه شده اند، مثل ورک چت، خسته کننده بوده اند و دیر به بازار عرضه شده اند. محصول اصلی اورنوت به صورت مجانی هنوز کارایی بالایی دارد اما برای تشویق کاربران پر و پا قرص به پرداخت پول در ازای استفاده از نسخه ی حرفه ای تر این اپلیکیشن ناکارامد بوده است.
با بی برنامگی این شرکت برای فروش محصولات و پیشنهادات شرکتی نیز، موفقیت اورنوت در فروش محصولش به شرکت ها نیز محتمل نیست. همین فرصت باقیمانده هم با رقابتی تر شدن فضا احتمالاً دست نیافتنی تر خواهد شد. درسی که سایر استارتاپ های تک شاخ می توانند از اورنوت بگیرند واضح است: نگران دوام آوردن خود ظرف ۱۰۰ سال آینده نباشید، روی ساخت محصولاتی تمرکز کنید که مردم به آنها نیاز داشته باشند و بتوان از آنها پول در آورد.