برترین ها - ایمان عبدلی:
عباس عراقچی یا (افشاگری بی موقع ،هفته)

یک هفته هفت چهره؛ از عراقچی تا حامد بهداد


محتوای یک جلسه خصوصی و کاری با شورای خبر صدا و سیما به صورت ناقص،مخدوش وبا اغلاط محتوایی و نگارشی در سایت خبری صدا وسیما منتشر شد و شد هر آنچه نباید می شد، فردایش روزنامه اعتماد تیتر زد :«رمز و راز مذاکرات» ودر مشروح خبر جملاتی گزیده شده از عراقچی منتشر شد، که بخش عمده ای از آن برای اولین بار بود که منتشر می شود جملاتی که شاید به صلاح نبود انتشار عمومی داشته باشد :«شب هایی بود حدود سال های مثلا 85 -86 که ما هر شب با این نگرانی که فردا صبح ممکن است تمام امکانات لازم برای حمله به ایران را دور تا دور ایران چیده باشند،حمله به ایران فقط به اراده سیاسی آقای اوباما مانده بود که تصمیم بگیرند و بزنند» عراقچی متعاقب این اقدام نه چندان خردمندانه، از صدا و سیما شکایت کرد و اما نکته ی مهم تر از شکایت و حواشی این اتفاق ، فاش شدن دشواری اوضاع مملکت در سالهایی است که عده ای نوای اقتدار سر می دادند، غافل از اینکه کشور بیشتر ازهمیشه در معرض خطر بوده است ، شاه بیت حرف های عراقچی شاید در همین جملات بود «رهبر معظم انقلاب اسلامی در جریان کلیات قضیه وخطوط قرمز بودند و به موقع هم با هر یک از اعضای تیم مذاکره کننده که مدنظرشان بود تشکیل جلسه دادند و به ما هم ابلاغ می شد ، در طول مذاکرات هم دو بار پیک هایی آمد و پیغام آورد» نکته ای که "مشروعیت" خاصی به اقدامات تیم مذاکره کننده می دهد.

فابیوس یا (پلیس بد ،هفته)

یک هفته هفت چهره؛ از عراقچی تا حامد بهداد


"لوران فابیوس" وزیر امور خارجه فرانسه در تهران حضور یافت ؛این بالاترین مقام رسمی اروپایی است که پس از توافق سعد آباد در تهران حضور پیدا می کند ، اصولا عرصه ی دیپلماسی را نمی توان با متر و معیارهای صفر و صدی سنجید روزی دشمن و روز دیگر دوست ،فقط "منافع" تعریف کننده ی چرایی ارتباط با کشورهای دیگر هستند، اما حضور فرانسوی سختگیر مذاکرات باز هم مجالی برای تسویه حساب های سیاسی شد «همشهری » ارگان شهرداری تهران که مدتی است از رسالت اصلی اش دور شده باز هم با مانور روی یک موضوع سیاسی حضور فابیوس را بر نتابید و با یاد آوری نقش منفی او در مذاکرات و ماجرای "خون های آلوده" دست به نوعی جوسازی رسانه ای زد، از آن طرف یک مباحثه ی کلامی نه چندان دوستانه مابین صادق زیبا کلام و محمد باقر قالیباف حادث شد و مضاف بر همه ی اینها تصویر گرافیکی بود که روزنامه شرق از یکی از زیر مجموعه های شهرداری تهران منتشر کرد، تصویری که به شکلی معنا دار فرش قرمزی آغشته به خون را نمایش می داد ،تجمع اعتراضی به حضور فابیوس در فرودگاه مهر آباد را هم اضافه کنید؛ گویی هیچ کس آگاه به دیپلماسی نیست ،از مردم عادی توقعی نیست اما ژورنالیست ،سیاستمدار و.. ارتباط با فرانسه و یا هر کشور دیگری تا زمانی که برای دو طرف منفعت و توجیه داشته باشد فارغ از تمامی این ماجراهاست.

علیرضا جهانبخش یا (تک افتاده ی، هفته)

یک هفته هفت چهره؛ از عراقچی تا حامد بهداد


پیوستن "علیرضا جهانبخش" هافبک مهاجم نفوذی تیم ملی به تیم «آلکمار» اتفاق ویژه ای در فضای حاشیه زده ی فوتبال ایران بود، در دورانی که فوتبال اروپا از وجودبازیکنان ایرانی خالی شده است و قطرو دلارهایش تمام بضاعت فوتبال ما را بلعیده یک نفر خلاف جهت آب شنا می کند و افق های دورتری را می بیند، جهانبخش در مسیری تعریف شده و حرکتی گام به گام قصد کرده است راه امثال مهدوی کیا و دایی را در اروپا ادامه دهد، انگار زور دلارهای عربی به او نرسیده ،موفقیت جهانبخش می تواند دوباره اروپا را به ساق های ایرانی خوشبین کند،جوانی که بدون حاشیه پیش می رود و از مشورت های کیا و کیروش استفاده می کند حتما موفق می شود ،امیدواریم...

برکت جوذری یا (یک مرد بود و یک مرد،هفته)

یک هفته هفت چهره؛ از عراقچی تا حامد بهداد


بامداد جمعه هتل هرمز بندرعباس آتش می گیرد و باز هم یک حادثه مجالی برای نقش آفرینی یک آتش نشان در غالب "قهرمان" شد. «برکت جوذری» که صدای داد و فریاد مردم درآتش و دود گرفتار مانده را می شنود، همراه همکارش به طبقه دوم می رود و پس از اینکه ماسک و کپسولش را به حادثه دیده ها می دهد، خود به دلیل گاز گرفتگی روی نردبان آویزان می ماند و در اذهان مردم شهرش جاویدان می شود ، جوذری 40 ساله، آرزوی داماد کردن پسر بیست ساله اش را جایی میان نجات همشهریانش جا گذاشت، حالا 4 فرزند به جا مانده ی او «پدر» ندارند، اما تا ابد میتوانند به همین پدر نداشته ببالند ،جوذری فقط یک سال تا بازنشستگی فاصله داشت.

علی سعد یا (علی کوچولوی ،هفته)

یک هفته هفت چهره؛ از عراقچی تا حامد بهداد


"سهراب سپهری" خیلی قبلتر از اینها گفته بود که ؛«جای مردان سیاست ،درخت بکارید تا هوا تازه شود» ،بیراه نگفته بود ، مردانی که می نشینند و حکم می دهند و با ترتیب دادن جنگ های همیشگی سلاح هایشان را می فروشند ، آدم ها در خاورمیانه سالهاست که در حد یک "عدد" تقلیل پیدا کرده اند، هر روز در تیتر اخبار آدم های این جغرافیا سرکوب "جبر" می شوند می میرند و کسی نمی داند با هر مرگ چقدر رویا و آرزو مشوش می شوند ، علی سعد کودک 18 ماهه نابلسی حتی آنقدر عمر نکرد که آرزویی داشته باشد اوهیچ وقت نفهمید متعلق به کجای دنیاست ؟ و نفهمید مختصات این جغرافیا "باید" درگیر و جنگ و خون باشد ، آرزوی صلح و دوستی برابری و برادری در دنیای واقعی جایی ندارد، این واژه های نرم ولطیف را فقط در کتاب ها و ترانه ها می شود لمس کرد، ما آدم ها هیچ وقت اراده نکردیم "دسته بندی" ها را کنار بگذاریم و این دنیا باز هم "علی" ها خواهد سوزاند.

حامد بهداد یا (شدید الحن ،هفته)

یک هفته هفت چهره؛ از عراقچی تا حامد بهداد


جایگاه هنری "حامد بهداد" در سینمای ایران با همین جنس رفتار ها به دست آمده است ؛هیستریک و عصبیت زده، او حتی وقتی که از عشق سخن می گوید در فرمی کاملا هیجانی و عصبی عشق راتشریح می کند، همین رفتار را در نشست نقد و بررسی با پریدن روی میز ادامه می دهد؛ در مصاحبه هایش حرف های عجیب و غریب می زند و کاراکترهای عصیان زده را به بهترین شکل در می آورد؛ دفرمه و مغشوش ،همه ی اینها به همین دلیل است اینکه بهداد تشخصش را از شکل رفتارش می گیرد پس تعجب آور نخواهد بود اگر در انتقاد از فیلم های روی پرده اینگونه حرف بزند ؛«این روزها برام چیزى چندش آور تر از اكران و فروش فیلمهاى مستهجن و لجن وجود نداره. من خشمگین می‌شم از سقوط سطح سلیقه عموم مردم. باید ركورد میزان این سقوط متعفن رو در گینس به ثبت رسوند»، مستهجن ، لجن ،چندش و از همه مهمتر «گینس» ،واژگانی است که او هدفدار انتخاب می کند تا در صدر قرار بگیرد، اما تاسف انگیز است که او به عنوان یک هنرمند با اتخاذ این واژه ها نا خودآگاه الگوی سخیفی را در مقابل شمار زیاد استفاده کنندگان از فضای مجازی می گذارد .بهداد و هنرمندانی از این دست بعدتر حق انتقاد از واژه های نه چندان محترمانه در قبال خود را نخواهند داشت چون خودشان به این فضا دامن زده اند.

فریبرز لاچینی یا (زودتر برگرد ،هفته)

یک هفته هفت چهره؛ از عراقچی تا حامد بهداد


"لاچینی" پیانو نواز برجسته و صاحب سبک موسیقی ایران روز جمعه در خانه اش دچار سانحه آتش سوزی شد و این روزها در بیمارستان بستری است، این خبر را الناز یوسفی دستیار او رسانه ای کرده ،لاچینی تا امروز دو بار تحت عمل جراحی قرار گرفته و روند رو به بهبودی دارد ،پنجه های طلایی او این روزها بانداژ شده است، مجموعه ی «پاییز طلایی » از جمله آثار ماندگار اوست ،همچنین سابقه ی همکاری با خوانندگانی چون : محمد نوری ، داریوش اقبالی ، فائقه آتشین، سیمین غانم و ساخت بیش از یکصد موسیقی فیلم در کارنامه ی پر بار او ثبت شده است.