جاده مهم است یا ته جاده؟

علم و ثروت، هردو،به آب دریا می‌مانند: هرچه بیشتر بخوری،تشنه‌ترمی‌شوی. هردو راهی نشان آدم می‌دهند که اگر از آن بروی، به هزار راه دیگر می‌رسی که هر کدام، باز، سر از هزار راه دیگر …

علم و ثروت، هردو،به آب دریا می‌مانند: هرچه بیشتر بخوری،تشنه‌ترمی‌شوی. هردو راهی نشان آدم می‌دهند که اگر از آن بروی، به هزار راه دیگر می‌رسی که هر کدام، باز، سر از هزار راه دیگر درمی‌آورد!

این راه های تهش‌ نامعلوم و به‌هم‌ پیوسته و دور و دراز آدم را با دنیا ییر و یا رو می‌کند که پیچیده، و درعین حال، جذاب است. رونده‌ی هر دو راه، هرچه بیشتر برود، مزه‌ی قدرت و شهرت بیشتر زیر زبانش می‌‌رود. این می‌شود که تحریک می‌شود باز هم پیش برود؛ جلوتر و جلوتر برود تا جذابیت‌های بیشتری ببیند و مشهورتر و قدرتمندتر شود.

اینکه علم بهتر است یا ثروت فعلاً مهم نیست؛ قبل از هر چیز، مهم گم نشدن توی این دو دنیای پیچیده است. رفتن در یک مسیر فقط زمانی می‌تواند مهم جلوه کند که به هدف و نهایتی برسد، والا صرف طی کردن مسیرهای مختلف نه امتیازی برای جاده است نه برای او که جاده را گز می‌کند. تازه بماند که خستگی و بطالت آن همه جاده‌ای که بیهوده و ‌بی‌سبب طی شده، هیچ‌گاه، از تن آدم بیرون نمی‌رود.

فاطمه مرشدی