سرنوشت

خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی دهد مگرآن كه آنان خودشان تغییر دهند... و آن گاه كه خداوند به سزای اعمال بد ملتی آنان را كیفر دهد، برای آنها هیچ بازدارنده ای از عذاب و سرپرستی …

خداوند سرنوشت هیچ ملتی را تغییر نمی دهد مگرآن كه آنان خودشان تغییر دهند... و آن گاه كه خداوند به سزای اعمال بد ملتی آنان را كیفر دهد، برای آنها هیچ بازدارنده ای از عذاب و سرپرستی جز خداوندنخواهد بود. (رعد، آیه ۱۱)

روزها، هفته ها و سال ها یكی پس از دیگری می گذرند. هر ساله بهاری نو از راه می رسد و ماانسانها بسان آب روان در جوی هستی در جوهر خود،متحرك هستیم و به سوی مقصد بودن با وحدت حركت و متحرك روانیم، در مسیر حركت خود تاریخ را می سازیم؛ تاریخ شرق، غرب، جنگها، تمدنها وفرهنگها كه فصل مشترك همه آنان حركت است؛ حركتی كه هرگز باز نمی ایستد. در این حركت، كه ابتداو انتهای آن نامحدود است، حیات بودن ما محدود به زمانی است كه لازمه و ظرف زندگی متحرك ماست وزندگی در دنیا تنها مربوط به یك برش و مقطع زمانی است، در این مدت ما زندگی داریم از آدم تا نوح، از نوح تا ابراهیم، از ابراهیم تا موسی، از موسی تا عیسی و از عیسی تا پیامبر اسلام (ص )... بشر همین گونه زیست، و آمد و شد حیات او محدود به ظرف زمانی بوده است كه جوهر وجود او یا نفس خود او در قالب بدن تطور یا تكامل را می گذراند و مفارقت جان ازبدن نداشت، اما این بودن زندگی و حركت حیات انسان به دو جهت شخصی و اجتماعی در پاسخ به این پرسش سمت و سو می گیرد كه آیا انسان در زندگی شخصی و اجتماعی در قبال خالق قادر مطلق مسئول است یا خیر؟ آیا انسان حتی نسبت به مسئولیت درقبال خالق خود، كه نعمت حیات را به او ارزانی داشته است، آزاد است؟ پس مبدالمبادی رفتار و گفتار انسان یكی از این دو اصل است: اصل آزاد بودن انسان حتی نسبت به خداوند منان و اصل مسئول بودن انسان نسبت به خداوند منعم.

كدام یك از دو اصل پیش گفته درست است و چرا؟پاسخ به این پرسش نیاز به بحث مستقل دیگری داردولی مبنای فكری ما یكی از این دو اصل است كه واقعادر ضمیر ذهن ما اساس یافته است؛ یا ما از هر چیزحتی مسئولیت در برابر خداوند آزادیم؟ یا در رفتار وگفتار شخصی و اجتماعی در قبال خداوند خالق ومنعم مسئول هستیم و در مرحله دیگری از بودن بایدبه پروردگارمان نسبت به آنچه گفتیم، نوشتیم و انجام دادیم پاسخگو باشیم؟

ما اصل مسئولیت انسان را در قبال خداوندمی پذیریم و بر همین اساس به انبیا و اولیای الهی اعتقاد داریم و در گفتار و رفتار آنان تامل می كنیم؛ زیراآنان را منصوب و مستند به خالق منان می دانیم و به همین جهت سعی داریم كه اعمال ما مستند به كتاب آسمانی و الهی باشد و قواعد صحیح اجتماعی را تاآنجا كه ممكن است از منابع الهی استخراج كنیم.

در منابع دین اسلام انسان علاوه بر زندگی شخصی خود در زندگی اجتماعی نیز مسئول است ونه تنها در زندگی شخصی برای خود فرجامی می سازد; بلكه در زندگی جمعی و اجتماعی نیزسرنوشت خود را رقم می زند و جامعه ای را می سازدكه مسئولیت آن متوجه جمعی از انسانهایی است كه در آن زندگی می كنند. در این میان خداوند خالق وعاقل برای مجموعه رفتار شخصی و اجتماعی انسان احكامی را به وسیله اسباب مادی مقرر و اجرامی فرماید كه تشخیص صلاح و فساد و تصمیم براجرای آن اراده تنها در ید قاهر اوست. هر شخصی می تواند هر طور كه بخواهد زندگی شخصی خود راداشته باشد و یا به هر ملتی كه می خواهد درآید، اما دركنار آن مسئول رفتار خود در قبال خداوند است وخداوند براساس اراده او، كه در گفتار و رفتارش تعیین می یابد، فرجامی برای وی حكم می كند كه او لاجرم بدان سرنوشت می رسد. همچنین ملتی كه رفتارجمعی خود را در جامعه انسانی بروز می دهند وفرهنگها و اجتماعات گوناگونی را تشكیل یا جنگها ودفاعها را از خود بروز می دهند، باید منتظر سرنوشتی باشند كه برطبق خواست خود مورد حكم الهی قرارمی گیرد و این حكم و سرنوشت محتوم در جنگها،صلحها، ساختها، تخریبها، امانتها، خیانتها و... تحقق پیدا می كند.

جنگهای تاریخ معاصر; چون جنگ جهانی اول و دوم از این قاعده مستثنا نیست و باید منتظر بود تاسرنوشت ملتی را دید كه خوب یا بد آن درگروعملكرد آنان طبق یكی از دو اصل آزاد یا مسئول بودن انسانها در قبال خداوند است.