بخشودن دیگران چه زیباست

بسیاری از افراد تصور می کنند که داشتن روحیه گذشت و بخشایش، دلیل سستی اراده و تزلزل است؛ به طور مثال فکر می کنند اگر پدرشان را به خاطر خلق بد و رنج آورش نبخشوده اند، کار درستی انجام …

بسیاری از افراد تصور می کنند که داشتن روحیه گذشت و بخشایش، دلیل سستی اراده و تزلزل است؛ به طور مثال فکر می کنند اگر پدرشان را به خاطر خلق بد و رنج آورش نبخشوده اند، کار درستی انجام داده اند زیرا این مشکلی بوده که خود پدر ایجاد کرده و خودش هم چوب اخلاق و رفتارش را می خورد و باید بخورد!

حال آن که این را نمی توان مشکل پدر محسوب کرد بلکه مشکل خود اوست! هنگامی که ما فکر گذشت و عفو را از سرمان خارج می کنیم، این مشکلی است که خود برای خویشتن به وجود می آوریم و رنج و عذاب زیادی را برای خود ایجاد می کنیم. بیشتر اوقات، شخصی را که ما مقصر قلمداد کرده ایم، آسوده و آرام به زندگی خویش ادامه می دهد و کم ترین اعتنایی هم به ما نمی کند چون در اصل خبر ندارد که در سر ما چه می گذرد و ما چگونه در محکمه ذهنی خویش او را متهم و محکوم ساخته ایم.

این ما هستیم که حرص و جوش خواهیم خورد و زخم معده می گیریم و خواب خوش را بر خود حرام می کنیم و اوقاتمان تلخ می شود.

اگر روحیه عفو و گذشت نداشته باشیم و به این گفته زیبا توجه نکنیم که: کسانی را که نسبت به شما تعدی روا می دارند، عفو کنید و از گناه آنان در گذرید بالطبع در رنج، عذاب، بدخلقی و ناراحتی زندگی را سر خواهیم کرد و همواره بهانه ای برای قهر کردن و از مردم بریدن خواهیم داشت.

داشتن روحیه گذشت سبب می شود که ما از نظر روانی، شاد و راحت باشیم و اطرافیان، نزدیکان و آشنایان خود را با ملامت از خود دور نکنیم.

فکر ناسالم و بیمار جسم را نیز ناتوان و بیمار خواهد کرد و تا زمانی که مردم دیگری را مسئول و مقصر گرفتاری ها، بدبختی ها و غم و غصه خود به شمار آورند، از زیر بار مسئولیتی که در قبال خویش و زندگی خود دارند، شانه خالی خواهند کرد. دیگران را سرزنش و شماتت کردن، باری از دوش ما بر نخواهد داشت.

هنگامی که تصمیم می گیریم دست از مقصر شناختن دیگران برداریم، به طور ناگهانی متوجه می شویم که اوضاع و احوال رو به راه و کارها بهتر می شود. ایراد گرفتن و سرزنش کردن، عذر و بهانه ای است تا هیچ کاری در مورد واقعیت انجام ندهیم و دستاویزی است تا وارد عمل نشویم و از مقابله با حقیقت سر باز زنیم. شخصی که می گوید: من شما را می بخشایم، ولی نمی توانم فراموش کنم. در واقع می گوید: من شما را تا حدودی می بخشم، اما خطایی را که مرتکب شده اید، هم چنان در ذهن نگاه می دارم تا بعدا سر فرصت به حسابتان برسم. عفو و گذشت واقعی چنین نیست، بلکه پاک کردن حساب ها با خود و دیگران است.

درک این نکته از اهمیت خاصی برخوردار است که باید تا آن جا که می توانیم به بهترین وجه زندگی کنیم و بدانیم چگونه می توانیم این مهم را به انجام برسانیم.

ما اغلب در راهی که طی می کنیم دچار اشتباهات کوچک و بزرگی می شویم و گاهی اوقات به سبب سوء تفاهم و اطلاعات نادرستی که کسب می کنیم، از مسیر درست زندگی به بیراهه می افتیم و یا دست به کارهای احمقانه می زنیم، با این حال برای شناخت بهترین راه نباید از هیچ تلاش و کوششی خودداری کنیم.

والدین ما تا آن جا که از دستشان بر می آمد، سعی در تربیت ما کردند و براساس اطلاع و معلوماتی که کسب کرده بودند و نمونه ها و مثال هایی که در اختیار داشتند، وارد قلمرو ناشناخته ای به نام مقام و جایگاه پدری یا مادری شدند. حال اگر بخواهیم به خاطر تصوری که ناخواسته و ندانسته در مورد تربیت ما مرتکب شده اند، آن ها را دائم سرزنش و ملامت کنیم، کاری عبث و بی فایده انجام داده ایم.

زمانی که از دیگران در می گذریم، سطل زباله ای را که درون آن پر از کینه، حسادت دلخوری ها، توهین ها و بالاخره تمام چیزهایی است که به صورتی باعث ناراحتی ما شده را از وجود خود جدا می سازیم و دیگر مجبور به حمل آن در تمام لحظات زندگیمان نیستیم زیرا بیشترین کسی که از بوی این سطل زباله در عذاب است خودمان هستیم.

با صفت گذشت یاد می گیریم که در زمان حال زندگی کنیم و زندگی پر از شادی و سرور و زیبایی را برای خود ترسیم کنیم و متوجه این موضوع می شویم که همه مرتکب اشتباه می شویم و با این حال همه ما شایسته مهر و محبت هستیم.

زهره حریری باخدا