هر که نان از عمل خویش خورد

در «سفرنامه مظفرالدین شاه» آمده است که هرگاه در یکی از ییلاقات تهران بساط عیش خود را فراهم می‌ساخت، می‌توانستی همه چاکران را ببینی که با خدم و حشم فراوان، گوشه گوشه باغ به دنبال …

در «سفرنامه مظفرالدین شاه» آمده است که هرگاه در یکی از ییلاقات تهران بساط عیش خود را فراهم می‌ساخت، می‌توانستی همه چاکران را ببینی که با خدم و حشم فراوان، گوشه گوشه باغ به دنبال کاری بودند و تلاش می‌کردند تا با نمایش ساختگی از تلاش‌هایشان، بیشتر در چشم قرار گرفته و خود را عزیز نمایند و گاهی آنقدر این خودنمایی زشت و کریه می‌شد که موجبات تأسف و ریشخند همگان را فراهم می‌ساخت.

مثلاً از جمله رسم‌های آن دوران «سبزی پاک کردن» در برابر چشم شاه بود. بدین ترتیب که هر یک از چاکران سبدی از سبزی در مقابل پای گذاشته و تربچه را از ریحان جدا می‌کردند تا به چشم شاه خوش آید تا بلکه از صدقه تربچه نقلی قرمز رنگ، منصبی نیز به کسی رسد و از کنار آن فربه گردد! و چنین بود که فلانی بادمجان پوست می‌کند و بهمانی سبزی پاک می‌کرد و...

اگر کمی ‌به سازمان خود با دقت خود نگاه کنید حتماً متوجه خواهید شد که از این «سبزی پاک‌کن‌ها» هنوز فراوانند. آنها که با مداهنه و چاپلوسی می‌خواهند مدام در چشم باشند و بدین سان بالاتر روند و در این میان تنها آنچه که مایه امیدواری است آن است که هنوز هستند اندک مدیرانی که به این چاپلوسی‌ها و مداهنه‌گویی‌ها وقعی ننهاده و شایستگی و لیاقت را ارج نهاده و اخلاق مداری را توزیع می‌کنند.