کارها و افکار

کارها و افکار ؛ به عنوان بخش های کوچک زندگی ما در کنار هم قرار میگیرند و برآیند آنها زندگی ما را تشکیل میدهد. ولی چرا زندگی ما به خود ما وابسته نیست؟
افکار ما ، واکنش ما به افکار …

کارها و افکار ؛ به عنوان بخش های کوچک زندگی ما در کنار هم قرار میگیرند و برآیند آنها زندگی ما را تشکیل میدهد. ولی چرا زندگی ما به خود ما وابسته نیست؟

افکار ما ، واکنش ما به افکار و کارهاست. بخش عمده ای از کارهای ما دلیلی ندارد و بی دلیلی ، بزرگترین مشکل پیش روی انسان است. عدم وجود دلیل اتفاق شایع و وحشتناکی است و در صورتی که بررسی دقیقی بر اعمال و کردار خود داشته باشیم و منشا رویدادهای دردسر ساز زندگی را پیگیری کنیم به همین کارهای بی دلیل میرسیم.

ارتباط ؛ بزرگترین دستاورد همه انسانهاست ؛ و نوع ارتباط متضمن بقا یا فناست. زمانی که ارتباط با اشکال و رسانه های عمومی و پذیرفتنی منتقل گردد باعث بقا و ارتقای انسان می شود و زمانی که به شکلی اشتباه و با رسانه ای نا مانوس منتقل شود باعث فنا و تنذل میشود.

برای مثال نوع آزار دهنده ای از ارتباط تصادف است. وقتی تصادف میکنیم ، با تمام وجود تمایل خود را به برقراری ارتباط نشان میدهیم ، ولی عدم آگاهی ما باعث ترک زود هنگام آن میشود و بد تر از آن زمانی که با مشت به صورت انسانی دیگر میزنیم باز هم تمایل شدید خود برای بر قراری ارتباط لمسی با انسانی دیگر را آشکار میکنیم ولی نوع رسانه انتقال و شیوه بیان آن باعث فراموشی هدف اولیه میگردد.

به هر صورت اگر از قفس دنیا خارج شویم و تعریفها ، تضاد ها و تناقضات را فراموش کنیم شاید اولین قدم را در پیمودن راه دانایی برداشته باشیم و از بی دلیلی رهایی یابیم.

سیامک