همانطور که از میله‌ی اتوبوس آویزانید لبخند می‌زنید؟

دلمان پناه کسی را می‌خواهد که خودش از چیزی گریزان و دربه‌در پناه‌گاه نباشید. پیدایش که می‌کند، سرخوش می‌شود.
دل خوش که باشیم، فرقی نمی‌کند هوا گرم است یا سرد، شب است یا روز، …

دلمان پناه کسی را می‌خواهد که خودش از چیزی گریزان و دربه‌در پناه‌گاه نباشید. پیدایش که می‌کند، سرخوش می‌شود.

دل خوش که باشیم، فرقی نمی‌کند هوا گرم است یا سرد، شب است یا روز، ابر است یا آفتاب، ترافیک یا... همه چیز بهانه‌ای می‌شود برای شاد بودن آدم. دل خوش که باشیم مشکلات خردتر از این حرف‌ها می‌شوند که غم را به دل قرص و محکم‌مان بیاورند.

گاهی به حال خودمان و اطرافیانمان توجه کرده‌ایم؟! یک‌وقت‌هایی داریم از گرما کلافه می‌شویم، اتوبوس شلوغ و جاده ترافیک است و هزار تا مسئله ناراحت کننده‌ی دیگر دست به دست هم دادند تا سه گره ابرهایمان توی هم برود. کافی است بغل دستی، پایمان را له کند تا به فراخور خلقمان عصبانی یا منزجر یا ... اما ممکن است درست چند قدمی‌مان یکی ایستاده باشد که از گرما شُرشُر عرق بریزد و با فشار جمعیت به این‌سو و آن‌سو تاب بخورد اما لبخند از روی لبش محو نشود. حتی هر از چندگاهی به بهانه‌ای سرخوشانه هم بخندد. توی دلمان می‌گوییم "چه دل خوشی داردها..." و بعد سری به دل ناخوش‌احوال خودمان می‌زنیم. حالش اصلا خوب نیست. حتی اگر اتوبوس شلوغ و راه ترافیک و هوا هم گرم نباشد باز بهانه‌ای برای سرخوشانه خندیدن نداریم.

انگار همه چیز برای دق‌دادن ما دست به دست هم داده. غافل از این‌که دل خوش نداریم که همه چیز ناخوش به نظر می‌رسد. حال دلمان خوب نیست و با ماشین شخصی، خانه‌ی بزرگ و ثروت زیاد هم خوش نمی‌شود. اصلش این است که دل باید قرص باشد به جایی. بند باشد به کسی. پر باشد از حضور چیزی. شاد باشد از داشتن چیزی. چون وقتی می‌ترسیم، دلمان کسی را می‌خواهد که هیچ وقت نترسد. وقتی ناتوانیم دلمان پشتیبانی کسی را می‌خواهد که هیج وقت ناتوان نباشد. وقتی گریزانیم دلمان پناه کسی را می‌خواهد که از هیچ چیز گریزان نیست. وقتی درمانده‌ایم دلمان کسی را می‌خواهد که هیچ چیز و هیچ کس درمانده‌اش نکند.

این نترس توانمند درمانگر، درست نشسته است توی دلمان و تمام وقت‌هایی که می‌ترسیم و گریزانیم و ناتوانیم و درمانده، چشم دوخته تا یادش کنیم شاد باشیم به حضورش و لبخند بزنیم با داشتنش. تا هرچیزی بهانه‌ای باشد برای آمدن لبخند به لبمان. تا دلمان قرص شود به جایی. بند شود به کسی. پر شود از حضور چیزی. شاد باشد از داشتن چیزی. چون او قبل و بعد از همه چیز است. او فوق همه‌ی قدرت هاست. او خود لبخند است. فقط گاهی باید ذکر بگیریم یا رفیق من لا رفیق له... یا رفیق من لا رفیق له... یا رفیق من لا رفیق له.

لیلا باقری