کارآفرینی

کارآفرینی: واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی Entreprendre به‌معنای ”متعهد شدن“ گرفته شده و فرآیندی است که منجر به ایجاد رضایت‌مندی و یا تقاضای جدید می‌گردد. کارآفرینی عبارتست از فرآیند …

کارآفرینی: واژه کارآفرینی از کلمه فرانسوی Entreprendre به‌معنای ”متعهد شدن“ گرفته شده و فرآیندی است که منجر به ایجاد رضایت‌مندی و یا تقاضای جدید می‌گردد. کارآفرینی عبارتست از فرآیند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعهٔ منحصر به‌فردی از منابع، به منظور بهره‌گیری از فرصت‌ها.

کارآفرینی مفهومی است که همراه با خلقت بشر وجود داشته است. مروری بر ادبیات کارآفرینی نشان می‌دهد که مفهوم کارآفرینی برای اولین‌بار توسط اقتصاددانان مطرح شد. ”ژوزف شومپیتر“ اقتصاددان، کارآفرینی را نیروی محرکه اصلی، در توسعه اقتصادی می‌داند و می‌گوید: نقش کارآفرین نوآوری است. از دیدگاه وی ارائه کالائی جدید، ارائه روشی جدید در فرآیند تولید، گشایش بازاری تازه، یافتن منابع جدید و ایجاد هرگونه تشکیلات جدید در صنعت و... از فعالیت‌های کارآفرینان است. کرزنر نیز که از استادان اقتصاد دانشگاه نیویورک می‌باشد کارآفرینی را این‌گونه تشریح می‌کند: کارآفرینی یعنی ایجاد سازگاری و هماهنگی بیشتر در عملیات بازارها.

با توجه به اهمیت و نقش کارآفرینی در شکل‌گیری تحولات اقتصادی در جوامع، دانشمندان علوم اجتماعی نیز به برررسی ویژگی‌های فردی و اجتماعی کارآفرینان پرداختند و دریافتند که خانواده، کانونی است که در شکل‌گیری این ویژگی‌ها، می‌تواند نقش حیاتی ایفاء کند.

ساختار جدید خانواده در جامعه امروز و به تبع آن خروج زن از خانه، ظهور جلوه‌های تازه‌ای از بروز خلاقیت و نوآوری را در هر دو جنس (زن و مرد) باعث شد. به‌دنبال این تغییر نگرش؛ شیوه تولید، سبک زندگی و نقش والدین در درون خانواده نیز دچار دگرگونی گردید. به شکلی که امروزه هرکدام از والدین با رفتار خود می‌توانند در رشد اعتماد به‌نفس، خلق ایده‌های جدید در خانواده و تعیین مسیر شغلی فرزندان، نقش جدیدی را ایفاء کنند.

وقتی پدر یا مادر همچون الگوئی تلاش‌گر و مؤثر در عرصه کار و تولید در جامعه ظاهر شوند، کارکردهای مثبت ناشی از فعالیت آن‌ها، فرزند را به سمت و سوئی ترغیب می‌نماید تا او ذهن خود را به‌صورتی منسجم و ثمربخش به ادامه شغل والدین و یا حرفه‌ای جدیدتر سوق دهد. برای چنین فردی دستیابی به منابع اقتصادی ناشی از کار و تسخیر فضاهای جدید، ارزش تلقی می‌شود. چنین طرز تلقی از دنیای پیرامون، ذهن فرد را نسبت به خلق ایده‌ای نو و استقلال اقتصادی و کسب موفقیت، دگرگون می‌سازد. در این مرحله، نوجوان یا جوان ایدهٔ کاری خود را با خانواده در میان می‌گذارد تا بتواند از تجربیات و رهنمودهای والدین و احتمالاً حمایت مالی و اجتماعی آن‌ها بهره‌مند شود. این‌جاست که معیارها و ارزش‌های خانواده برای فرزند ملاک عمل و چراغ راه او در مسیر کار و تلاش واقع می‌شود. وظیفه والدین در چنین شرایطی تشریح ابعاد گسترده فعالیت اقتصادی به‌عنوان ارزش بنیادی برای فرزند و هدایت او در مسیر مطلوب، آغازی توأم با موفقیت را در راه‌اندازی کسب و کار به‌همراه خواهد داشت.

میزان تحصیلات، نوع شغل والدین، ساختار خانواده، روابط خانوادگی (خصوصاً رابطه والدین با فرزندان)، درآمد خانواده و میزان برخورداری از امکانات رفاهی در شکل‌گیری ”فرهنگ کار“ در خانواده، می‌تواند تأثیرگذار باشد.