ابتدا مشکلات خود را حل کنید

هنگامی که زنان، خود را درگیر مسوولیت‌های شغلی یا اجتماعی یا خانوادگی بیش از حد توان‌شان می‌کنند، اگرچه ممکن است با کوشش و تحمل فراوان از عهده آنها برمی‌آیند، اما انجام این …

هنگامی که زنان، خود را درگیر مسوولیت‌های شغلی یا اجتماعی یا خانوادگی بیش از حد توان‌شان می‌کنند، اگرچه ممکن است با کوشش و تحمل فراوان از عهده آنها برمی‌آیند، اما انجام این امور همواره با احساس تنش و اظهار گله و شکایت از وضع موجود، از طرف آنها همراه است. اغلب زنان در روابط‌شان با نزدیکان نقش مسوولیت‌پذیری را ایفا می‌کنند و می‌پندارند که به این ترتیب همه‌چیز بر وفق مراد است. زنان معمولا چنین نشان می‌دهند که انگار که حل همه مشکلات دیگران بر عهده آنهاست. آنها در مورد کوچک‌ترین کنش اطرافیان چه مثبت و چه منفی، واکنش نشان می‌دهند.

این طیف احساسی از دلخوری و رنجیدگی شروع می‌شود و تا عصبانیت شدید و حتی افسردگی و نومیدی ادامه می‌یابد. وقتی هم متوجه می‌شوند که کوشش آنها در راه کمک به دیگران موثر واقع نشده، حاضر نیستند دست از کوشش بردارند. به جای متوقف کردن این روند، کوشش خود را دو برابر می‌کنند و تنها نتیجه‌ای که به دست می‌آورند، عصبانیت بیشتر است؛ چراکه در بسیاری موارد مسوولیت فردی را برعهده گرفته‌اند که به هیچ‌وجه قصد اصلاح خود را ندارد! در حقیقت برای ارایه رابطه و جلوگیری از جدایی، چه سختی‌هایی را به جان می‌خرند و چقدر تلاش می‌کنند، در حالی‌که باید امکان بدهند تا فرد مشکلاتش را خودش برطرف کند! مردان در برقراری تعادل بین جدایی و پیوند، مشکلات فراوانی دارند و تشنج موجود را با قربانی کردن «ما» به سود «من» از بین می‌برند، در حالی‌که زنان اغلب با پذیرش مسوولیت بیش از حد توان خود و به عبارتی قربانی کردن «من» به نفع «ما» به این تنش خاتمه می‌دهند. این روش نامناسب و ناخوشایند که باعث بر هم خوردن تعادل در روابط می‌شود، به شدت حیرت‌انگیز است.

در جامعه مدرن در مورد ارتباط مردان با نزدیکان‌شان هیچ‌گونه وظیفه‌ احساسی و عاطفی در نظر گرفته نشده است، در صورتی که زنان، همیشه تشویق می‌شوند به جای آنکه انرژی‌شان را صرف حل مشکلات خود کنند، مسوولیت حل مشکلات دیگران را بر عهده بگیرند. آیا بر عهده گرفتن مسوولیت حل مشکل دیگران زیان‌بار است؟ نه، همیشه چنین نیست. در طول نسل‌ها زنان عهده‌دار چنین وظیفه‌ای بوده‌اند. حمایت، کمک‌رسانی، پرستاری و مهیا کردن رفاه و آسایش دیگران، ایجاب می‌کند که با آنان روابط برقرار کنند و همدردی، ایثار و عشق خود را به آنان نشان دهند. اما مشکل هنگامی پیش می‌آید که زنان بخواهند بیش از حد در مورد مشکلات دیگران واکنش نشان دهند و درگیر این مشکلات شوند و تصور کنند که همه مسوولیت‌ها بر عهده آنهاست. این در حالی است که در کل می‌توان گفت که در واقع چنین نیست.

در واقع حالا بسیاری از زنان باید بیاموزند که بیش از حد، آماده به خدمت نباشند! اگرچه این پیشنهاد، ساده به نظر می‌رسد، اما برای کسانی که پیوسته آماده کمک کردن و نجات دادن دیگران هستند و آن را امری جدی می‌شمارند، دشوارترین کار این است که از آنان خواسته شود حاضر به خدمت‌ نباشند! چگونه می‌توان برای خدمت‌گزار نبودن کوشید و چطور می‌توان برای کمک به سایر اعضای خانواده شتاب نداشت؟ برای آنکه بیاموزید چگونه حاضر به خدمت نباشید، باید در ارتباط خود با نزدیکان، طریق اعتدال را در پیش بگیرید و بدانید که چه زمانی باید آماده کمک به آنان باشید و چه‌موقع باید آنها را به حال خود رها کنید و اجازه دهید تا آنها به تنهایی مشکلات خود را سر و سامان دهند. فردی که می‌خواهد از بار مسوولیت‌های خود در قبال دیگران بکاهد و از حالت یک حاضر به خدمت دایمی رها شود، باید پیش از هر چیز درک کند که مسوولیت او حل همه مشکلات دیگران نیست!

ترجمه میترا کدخدایان