چه سخت به سراغ خوب ماندن می‌رویم

خوب شدن سخت و خوب ماندن سخت‌تر از آن است.
تنهایی اگر یک بدی داره، صد تا خوبی داره. در خلوت، وقت پیدا می‌کنی به خودت برسی؛ به زندگیت. فرصت پیدا می‌کنی به خودت بیایی و ببینی کی هستی …

خوب شدن سخت و خوب ماندن سخت‌تر از آن است.

تنهایی اگر یک بدی داره، صد تا خوبی داره. در خلوت، وقت پیدا می‌کنی به خودت برسی؛ به زندگیت. فرصت پیدا می‌کنی به خودت بیایی و ببینی کی هستی و کجای راه هستی. در جمع که باشی، همهمه زیاده؛ همهمه که شد، تمرکز کم می‌شه؛ تمرکز که کم شد، خطا بیشتر می‌شه؛ خطا که سر زد، دلخوری و ملامت و ندامته که سرازیر می‌شه. "سفره باز نشده، فقط یک عیب داره". تنهایی و خلوت هم همین‌طور؛ فقط مرد می‌خواد که تحمل کنه!

خوب شدن سخته و خوب ماندن سخت‌تر از آن. برعکس بد شدن که به یه چشم برهم زدن، حاصل می‌شود و بد ماندن که عادت آدم‌ها شده. چه راحت به بدی عادت می‌کنیم؛ و چه سخت به سراغ خوب ماندن می‌رویم.