مثل آدم‌های یک بعدی نباشید

انگیزه شخصی شما کجاست؟ چرا هیچ عاملی باعث نمی‌شود که بخواهید صبح زود با رضایت کامل پا شوید یا شب‌ها تا دیر وقت کار کنید و نه برای اینکه از چیزی فرار کنید یا پول دربیاورید، چون …

انگیزه شخصی شما کجاست؟ چرا هیچ عاملی باعث نمی‌شود که بخواهید صبح زود با رضایت کامل پا شوید یا شب‌ها تا دیر وقت کار کنید و نه برای اینکه از چیزی فرار کنید یا پول دربیاورید، چون مجبورید؛ بلکه صرفا برای آرزویی که در سر دارید. چرا ایده‌ها باید روزها و سال‌ها روی تاقچه خاک بخورند؟

بچسبید به ایده‌تون. قرار نیست اولش موفق بشید یا یک شبه ره صد ساله برید. طول خواهد کشید. اگر آدم کار نیستید، پس اداش رو هم در نیارید. برای اینکه متوجه بشید چه کارنامه‌ای دارید، نگاهی به سه سال گذشتتون بکنید، به آروزهایی که داشتید و ببینید کدوم یکیش رو انجام دادید و برای تحققشون چه کارهایی کردید؟ کدوم کفه سنگین تره؟ کفه سخت کوشی و هدفمندی یا علافی و چرخیدن‌های بیهوده؟

انگیزه شخصیتون رو همیشه بالا نگه دارید. راه‌های مختلفی برای این کار هست. کاری رو انجام بدهید که بهتون حال می‌دهد و پر از انرژیتون می‌کند. شما هر آرزو و رویایی می‌توانید داشته باشید و به هیچ کسی هم ربطی نداره که این آرزو چقدر بزرگ یا کوچکه؟ مهم اینه که خودتون برید دنبالش. آدم‌های منفی‌باف و حسود رو یک راست روانه سطل آشغال کنید. با کسانی باشید که به شما انرژی مثبت می‌دهند.

از کمبودها نترسید. تنها آدم‌های ترسو از کمبود امکانات ناله می‌کنند. آره گاهی آدم عصبانیه یا کارش گره خورده، ممکنه غر بزنه، ممکنه درد دل کنه یا نا امید بشه، اما فردا صبح باید پاشی، رو پات وایسی و دوباره حرکت کنی. کمبود امکانات همه جا هست. منتها هر جایی با یه سری مشخصات و مختصات خودش.

مطالعه کنید و گوش دهید. این دو عادت رو هیچ کدوم از ما ایرانی‌ها نداریم و گردنکشی توی این قضیه به وفور است. پرسش اصلا عیب نیست. دوم اینکه گوش دهنده خوبی باشید. مثل آدم‌های یک بعدی نباشید که فقط و فقط با تعصب روی حرف خودشون می‌ایستند. اگر کسی حرف درستی می‌زد و پشتیبانی حرف‌هاش هم معقولانه بود از موضع خودتون بیایید پایین...