اصول هنر مذاکره موفق

اکثر ما هر روز بدون آن که بدانیم مذاکره می کنیم با این حال واژه مذاکره برخی افراد را نگران می کند. آن ها خود را در نمایشگاه اتومبیل مشغول خرید و چانه زنی تصور می کنند. اما در ۹/۹۹ …

اکثر ما هر روز بدون آن که بدانیم مذاکره می کنیم با این حال واژه مذاکره برخی افراد را نگران می کند. آن ها خود را در نمایشگاه اتومبیل مشغول خرید و چانه زنی تصور می کنند. اما در ۹/۹۹ درصد موارد، مذاکره صرفا صحبت کردن با فردی دیگر درباره راه حلی است که به نفع هر دو طرف است.

شما چه مشغول مذاکره با کودک دو ساله خود باشید چه طرف صحبت شما بزرگ ترین مشتری تان باشد، اصول حاکم بر مذاکره فرقی نمی کند. در مقاله حاضر به هفت اصل برای موفقیت در مذاکره می پردازیم:

۱) ایجاد وضعیت برنده- برنده. مذاکره با دیدگاه صحیح فشار را از دوش هر دو طرف برمی دارد. اما دیدگاه صحیح چیست؟ تمایل هر دو طرف به تحقق خواست هایشان یعنی ایجاد وضعیت برنده- برنده. اگر قرار باشد تنها یکی از طرف ها به خواست خود برسد، دستیابی به راه حل بسیار دشوار خواهد بود.

۲) مهارت های شنیدن. برای آن که متوجه شوید طرف دیگر مایل است از مذاکره به چه نتیجه ای برسد باید به حرف های او گوش دهید. در واقع توانایی شما در پرسیدن پرسش های درست و گوش دادن به پاسخ ها مهم ترین مهارت مذاکره است. یک مذاکره کننده ماهر با ذهنی پر سوال وارد گفت وگو با طرف مقابل می شود. هنگامی که هدف خود را دستیابی به آگاهی هرچه بیش تر از مشتری هایتان قرار می دهید، احتمال آن که اطلاعات مهم کسب کنید بسیار بیش تر خواهد بود. منظور از اطلاعات مهم، اطلاعاتی است که به شما کمک می کند محیطی مشارکتی و دوستانه برای گفت وگو ایجاد کنید. سعی کنید بفهمید مشتری چه نیازهایی دارد، چه چیز باعث می شود او احساس موفقیت کند و چطور باید کالا یا خدمت تان را به او بفروشید.

۳) خلاقیت. در این جا منظور از خلاقیت، خلاقیت در حل مساله است. هنگامی که با رویکرد برنده- برنده مذاکره را آغاز می کنید و به خواسته های طرف مقابل گوش می دهید، حل خلاق مساله به شما کمک می کند راه حلی را بیابید که نیاز هر دو طرف را تامین می کند. مذاکره صرفا ابزاری برای دستیابی به بالاترین مبلغ در قرارداد نیست.

۴) حوصله. تمام مذاکره ها زمان بر هستند. دستیابی به راه حلی که برای هر دو طرف مفید باشد مستلزم تهیه چندین پیش نویس، مذاکره های گوناگون و بررسی های مختلف در زمینه موضوع مورد مذاکره است. اما هنگامی که طرف مقابل می بیند حاضر هستید زمان کافی صرف زمینه سازی مذاکرات کنید و به او هم فرصت فکر کردن می دهید به انعقاد قرارداد تمایل پیدا می کند. به این طریق رابطه ای بلندمدت و سودبخش برای هر دو طرف برقرار می شود.

۵) تحقیق. زمانی کافی را صرف تحقیق درباره کسب و کار مشتری یعنی طرف مذاکره خود کنید. با این روش یک قدم در درک نیازها، خواسته ها و موارد نگرانی طرف مقابل جلو هستید و می توانید راه حل درست را که به نفع هر دو شماست بیابید.

۶) اعتماد. کلید مذاکره موفق است. اگر طرف مقابل ترسی را در شما مشاهده کند به این نتیجه می رسد که نسبت به کالا یا محصولی که ارایه می کنید اعتماد و اطمینان لازم ندارید.

۷) دانستن زمان پایان مذاکره. مسلما تمام مذاکرات به تحقق وضعیت برنده- برنده منجر نمی شود. گاه بهتر است از ادامه مذاکره صرف نظر کنید، اما مهم تر از آن این است که برای پایان مذاکره آماده باشید.هنگامی که مذاکره یک باید است عملا مقداری از قدرت شما کم می شود. با رویکردی مثبت و تمایل به دستیابی به هدف وارد مذاکره شوید اما همواره بدانید که ممکن است تلاش هایتان بدون نتیجه باشد. در این موارد هیچ گاه ارتباط کاری خود را با مشتری به طور کامل قطع نکنید. زیرا ممکن است پس از مدتی با تغییر شرایط مذاکره بعدی موفقیت آمیز باشد.