روی رهبری دل‌ها برای ایجاد همدلی کار کنیم

داستان مرغانی که به رهبری هدهد می‌روند تا به سیمرغ برسند برایم همیشه جذاب بوده و از دو روایت ابن‌سینا و عطار همیشه استفاده کرده‌ام، ولی نه به این عمق و با این مضمون که توجه بیشتر …

داستان مرغانی که به رهبری هدهد می‌روند تا به سیمرغ برسند برایم همیشه جذاب بوده و از دو روایت ابن‌سینا و عطار همیشه استفاده کرده‌ام، ولی نه به این عمق و با این مضمون که توجه بیشتر به رهبری هدهد باشد.

مشکل اصلی آن است که هیچ جاده‌ای نیست که بر آن برانم. باید همه چیز را بسازم و این کار زمان می‌برد. سخت‌ترین بخش کارم تغییر فکرها و همسو کردن ذهنیت سایر مدیران است.

نفوذ به دل کارکنان گرچه سخت است، ولی تغییر ذهنیت‌ها و باورها از آن هم سخت‌تر است. شاید آموزش با اهمیت جلوه کند، ولی رهبری دل‌ها و ایجاد ارتباط بین شخصیت افراد و کیفیت کارشان و بالا بردن شان و منزلت آنان برایم بسیار حیاتی و بااهمیت است.

گرچه موانع زیادی هم دارم و با پیشرفت‌هایم منافع بسیاری به خطر می‌افتد، ولی واهمه‌ای ندارم. پشتوانه‌ام شادابی و روحیه‌ای است که در کارکنان به وضوح دیده می‌شود. راستش را بخواهید روی پشتیبانی آنان خیلی حساب می‌کنم. به عبارتی آن‌ها هستند که با رو سفید کردن من به من کمک می‌کنند با سرعت بیشتری اهدافمان را پیش ببریم. برای همین هم روی رهبری دل‌ها بسیار کار می‌کنم تا همدلی ایجاد کنم.

خودم از این کار خوشم می‌آید و دغدغه‌هایش را وقتی با دستاوردهایش مقایسه می‌کنم امیدوارتر می‌شوم و بیشتر و بیشتر از اهمیت رفتار سازمانی در منابع انسانی استفاده می‌کنم.

واقعیت این است که با همبالی کارکنانم می‌دانم که حتی به سیمرغ می‌رسیم. بالاتر از کوه قاف. جایی در شان کارکنان واحد...