روزنامه جام جم: یکی از بازی های مفیدی که می توان در قالب آن به کودکان آموزش داد و به پرورش خلاقیتشان کمک کرد، نقاشی است. نقاشی یک محدوده رشدی را دربرمی گیرد و هیچ آموزشی نمی خواهد.
 


کلاس نقاشی برای کوچولوها خوب نیست

 

کافی است یک کاغذ سفید، چند مدادرنگی و محرک هایی مانند آن را در دسترس کودک قرار دهید؛ خواهید دید که مداد را در دست می گیرد و نقاشی می کشد؛ نقاشی ای که در ابتدا فقط خط خطی های ساده است.

 

بچه ها در ۲ سالگی خط خطی کردن را آغاز می کنند و کم کم تا ۳ سالگی می توانند یک دایره بکشند. اگر کودک ۳ ساله ای نتواند یک دایره بکشد و مثلا آن را خورشید خانم بنامد و زرد کند، الزاما نمی توان گفت در طی مراحل رشدی تاخیر دارد. شاید این ناتوانی ناشی از تاخیر محیطی باشد و خانواده کودک وسایل یا محرک های کافی را در اختیار او قرار نداده اند.

توانایی و تمایل به نقاشی کشیدن در کودکانی که هوش پایینی دارند و در طیف اوتیسم یا اختلال های تمرکز هستند، مانند دیگر توانایی های آنها در حد پایین قرار دارد.

هرچه از ۳ سالگی می گذرد و به مرور به ۵ سالگی می رسد، توانایی بچه برای کشیدن یک آدمک کامل بیشتر می شود. یک کودک ۵ ساله می تواند دایره و چشم و ابرو که در نقاشی ۳ ساله ها وجود دارد و مو و گوش و ابرو که در نقاشی ۴ ساله ها در جای درست است، دست ها را هم درست از محل صحیح بکشد.

 

در حالی که تا قبل ۵ سال، دست ها را از گردن، یا قسمت های نامتعارف می کشید. در ۶ سالگی بچه ها تعداد انگشتان دست آدمک را هم درست می کشند. می توانند آپارتمانی ساده بکشند که در واقع مستطیلی است با چند پنجره کوچک. اینها نشان می دهد با رشد و پیچیده تر شدن فکر کودک، توجهش به دنیای واقعی و علاقه به ترسیم کردن آنها روی کاغذ بیشتر خواهد شد.

 

خیلی از والدین از من می پرسند آیا بهتر نیست فرزندشان را به کلاس نقاشی بفرستند؟ پاسخم منفی است چون متاسفانه در کلاس هایی که داریم به جای آموزش حین بازی و ایجاد خلاقیت و آزاد گذاشتن بچه ها سعی می کنند به آنها بیاموزند چطور دقیق نقاشی کنند، چطور یک درخت بکشند و طبق الگویی ذهنی، محدودشان می کنند که این درست نیست.

در هنر نباید الگو ارائه داد چون شما ریاضی یا الفبا به بچه نمی آموزید بلکه او باید آزاد باشد و براساس توانایی اش نقاشی بکشد و رنگ کند. در کلاس ها اینکه به بچه بگویند: «چرا خورشید را قرمز کردی؟»، «چمن ها را که نباید زرد کنی!»، «یواش بکش، از خط بیرون نزن»، رایج است.

نکته اشتباه دیگر در مورد دست غالب بچه هاست. فشار آوردن به بچه که مداد را حتما باید در دست راست بگیرد، درست نیست. ۳ سالگی به بعد دست غالب کودک و اینکه با دست چپ یا راست راحت است، معلوم می شود. باید اجازه دهید مداد را در دستی که راحت تر است، بگیرد.

 

بچه ها از حدود ۸ سالگی نقاشی های واقعی می کشند و در ۱۰ سالگی نقاشی شان بعد دارد (درخت های کوچک تر، عقب ترند) و همه چیز را در یک سطح نمی کشند. از ۱۲ سالگی حتی سایه روشن هم می زنند و نقاشی را واقعی تر می کنند.

بعضی از برنامه های مختلفی که در ماهواره و تلویزیون نمایش داده می شود و بحث های کارشناسی در مورد تفسیر نقاشی و رنگ آمیزی کودکان، باعث نگرانی والدین می شوند و حس می کنند استفاده کودک از رنگ های تند یا سیاه می تواند معنی خاصی داشته باشد، در حالی که اینطور نیست.

 

قدرت دست بچه ها خیلی کم است و دنبال رنگی هستند که با کمی فشار روی صفحه نمایان شود پس سیاه و قرمز را به صورتی و نارنجی کمرنگ ترجیح می دهند و این نشانه خلق پایین آنها نیست. حتی در مورد نقاشی نباید بدون صحبت با کودک و پرس وجوی آنچه کشیده نظر کارشناسی داد و آن را تفسیر کرد.

 

امکان دارد اگر از کودک بپرسید چرا برای آدمکش دست نکشیده بگوید: «ای وای یادم رفت» و آن را بکشد. بچه ها خود را سانسور نمی کنند و کافی است از خودشان بپرسید اما اگر ناگهان نمی گوید: «فراموش کردم»، می توان تفسیر کرد آدمک بی دست او نشانه خجالتی بودنش است یا آدمک بی دهان معنی این را برساند که ارتباط برقرار کردن را دوست ندارد. پس تفسیر به شرطی درست است که خود او در مورد نقاشی اش حرف بزند.

نقاشی فواید بی شماری دارد؛ تنش را می کاهد، بدرفتاری و پرخاشگری را کم می کند و کودک می تواند از این طریق مفاهیم کوچک و بزرگ و دیگر نکته ها را بیاموزد.

 

یک فایده دیگر نقاشی برای روان پزشکان است که می توانند بچه ها را با آن ارزیابی کنند. کودک در حضور پزشک نقاشی می کشد و او از روی آنچه بچه کشیده به ترس، اضطراب و میزان اعتمادبه نفسش پی می برد.