این روزها خیلی از نشریات و رسانه های بین المللی در تیترهای خود راجع به موضع فرانسه نسبت به برجام از عبارت «چرخ 180 درجه ای» فرانسه نسبت به برجام سخن می گویند؛چرخشی که بر مدار زیاده خواهی های شخص مکرون رئیس جمهور این کشور، برای بهره برداری های اقتصادی بیشتر از ایران و از دیگر کشورهای منطقه صورت می پذیرد.

به گزارش«تابناک» اگرچه مكرون بر تمايل براي حفظ برنامه جامع اقدام مشترك تاكيددارد، اما همانند دونالد ترامپ رئيس جمهور آمريكا اعلام می کند که خواهان مذاكره درباره فعاليت هاي موشكي بالستيك ايران و اعمال تحريم در صورت لزوم است .این در حالی است که برنامه جامع اقدام مشترك (برجام ) فعاليت هاي موشكي بالستيك ايران را ممنوع نمي كند؛ در قطعنامه 2231 شوراي امنيت سازمان ملل متحد كه توافق هسته اي راتصويب كرد- از ايران خواسته شده است فعاليتي در جهت توسعه موشك هاي طراحي شده براي حمل كلاهك هسته اي نداشته باشد همان طور كه آژانس بين المللي انرژي اتمي تاكنون هشت بار تاييد كرده ايران به اين خواسته پايبند است .مورد دومی که مکرون به دنبال آن است با اعمال فشار،آن را به ایران تحمیل کند، مهار سلطه ايران در تمام منطقه است که بسيار مبهم و در عين حال نشان دهنده موضع گيري فرانسه در نبرد ميان عربستان و ايران به نفع سعودی هاست.

شروط جدید فرانسه برای ایران، یعنی مذاکره در مورد برنامه موشکی و همچنین همراهی این کشور با عربستان سعودی برای پایان دادن به آن چیزی که آنان،پایان دادن به سلطه ایران در خاورمیانه می نامند،در یک بعد اخاذی به شکل فرانسوی آن است؛بدین ترتیب که چندی پیش ترامپ رئیس جمهور آمریکا با ارسال توئیتی خطاب به اروپایی هایی که نگران سرمایه گذاری در ایران هستند، به آنان گفت نگران نباشید و تا آنجا که می توانید، ایران را بدوشید؛درسی که به نظر می رسد مکرون از دونالد ترامپ به خوبی آموخته است و با تهدید به اضافه کردن شروط جدید برای همکاری با ایران،به دنبال به حداکثر رساندن منافع مادی فرانسه از منافع اقتصادی در ایران است. بدین ترتیب که با حمایت از مواضع ترامپ و این دو شرط جدیدی که فرانسه از آن صحبت می کند، با اعمال فشار به ایران درصدد امتیاز گیری بیشتری از ایران در پروژه های اقتصادی البته به شکل استثمار ایران است و از سویی دیگر در همراهی با عربستان و امارات و حمایت از آنان در مقابله با ایران، از دلارهای نفتی که سخاوتمندانه این کشورها در اختیار ترامپ گذاشته اند، فرانسه هم بی نصیب نماند.


اما نماینده دولت ایران در فرانسه چه کار می کند؟
همه این تحولات در حالی در ارتباط بین فرانسه و ایران والبته زیاده خواهی های این کشور رخ می دهدکه از «سنگ صدا در می آمد، اما از سفارت ایران در فرانسه صدایی در نمی آمد»! در بیش از پنج سال گذشته،سفیری که اغلب عمر خود را در ماموریت در کشورهای اروپایی گذارنده بود و هنگامی هم در ایران بود در زمره مقامات و معاونان وزار خارجه بود،لابد باید وزنه ای تاثیر گذار در روابط نه تنها ایران و فرانسه که ایران و اروپا هم می بود؛ اما در این سالهای اخیر گویی ایرانیان در فرانسه نماینده ای ندارند!

حضوری از سفیر ایران در مجامع تاثیر گذار در اروپا و فرانسه دیده نمی شود؛ حتی برای تشریح دیدگاه های کشور، روشنگری در بحث های مربوط به منطقه خاورمیانه در نشریات و رسانه های فرانسوی، خبری از حضور سفیر ایران در فرانسه نیست.شاید همین امروز هم دیر شده است که وزارت امور خارجه برای خانه تکانی در سفاتخانه ایران دست به اقدامم بزند و سفرایی را برگزیند که زبان روز دنیا را متوجه باشنند و از کالبدی که چهل سال است در جمهوری اسلامی به آن دیپلمات می گویند،خارج بشوند؛دیپلمات امروزی دیگر آن کارگزار ساکت، کت شلوار پوش و مرتبی نیست که بسیاری از امور سفارت را با استخاره پیش می برد؛امروز دیپلمات ایرانی، باید همه جا زبان و گوش این مردم باشد؛ در رسانه ها حضوری موثرتر از رقیب آمریکایی و اسرائیلی داشته باشد؛ البته مردم حتی به کمتر از این هم راضی هستند؛کاش دیپلمات ما در فرانسه در حد دیپلمات های کشور ذره ای عرب حوزه خلیج فارس در کشورهای بزرگ باشند؛افسوس که چراغ دیپلماسی ما در کشورهایی مانند فرانسه سالهاست که خاموش است!

امید اینکه در دوره جدید سفیر جدید بر این ممسیر حرکت نکند و خود را در قامت برجسته ترین دیپلمات های بین المللی نشان دهد و ایرانیا امیدوار باشند که فردی به نمایندگی از آنان در فرانسه حضور دارد وگوش و چشم و زبان آنان است که خوب می بیند و می شنود و حرف می زند.