دام نفتی که پوتین از آن سالم بیرون آمد


نویسنده: تام لونگو

دیپلماسی ایرانی: اتفاقات دراماتیک روزهای اخیر در عربستان سعودی فصلی جدید در اتفاقات ژئوپلیتیک منطقه بود. مشکل این است که دریابیم این عصر جدید چطور خواهد بود. از زمانی که قیمت نفت از جولای 2014 شروع به کاهش کرد، می دانستم که چنین اتفاقی ممکن است.

ریال سعودی به دلار آمریکا گره خورده است. این درآمیختگی ستون فقرات سیستم دلار نفتی است که پایه های دیپلماسی دلار آمریکا و تسلط بیش از چهل و پنج ساله این کشور را تشکیل داده است. با سقوط سریع قیمت نفت به واسطه برداشت فراوان نفت خام عربستان سعودی، آنها در کنار ایالات متحده سعی کردند که روبل روسیه و بودجه این کشور را نابود کنند.

آنها همان بازی را تکرار کردند که در سال 1980 قیمت نفت به پایین تر از 10 دلار به ازای هر بشکه رسیده بود.  عربستان نفت خود را تقریبا در نزدیکی قیمت تمام شده برای برداشت آن می فروخت و این حرکت اقتصاد اتحاد جماهیر شوروی را فلج کرده بود. اما روسیه این بار زنده ماند به این علت که پوتین غیرقابل پیش بینی بود. او قیمت مبادله دلار و روبل را بسیار نزدیک به هم قرار داد درست همان کاری که چین با یوان انجام داد. آنها اجازه دادند که ارزشان شناور با بازار اما به آرامی حرکت کند تا در عرصه داخلی با مشکل کمتری مواجه شوند. هیچ کس در واشنگتن یا ریاض فکر نمی کرد که پوتین از پس این کار بربیاید. اما او روسیه را با به سرانجام رساندن این برنامه نجات داد. این سعودی ها بودند که صدها میلیارد برای شکست دادن روسیه از دست دادند و اعلام کردند که برای رسیدن به هدفشان این کار را ادامه خواهند داد.

اما پوتین بلوف آنها را خواند. روس ها اعلام کردند که ژانویه 2016 حاضرند قیمت نفت را روی بشکه ای 28 دلار حفظ کنند. سیاست روبل شناور به حیات شرکت های نفتی روسیه ادامه داد و صورت حساب های نفتی این شرکت ها به روبل پرداخت می شد نه به دلار. اگر به امروز برگردیم می بینیم این عربستان است که در مشکل فرورفته و روسیه است که در قله بازار قرار گرفته. عربستان کشوری است که نمی تواند صورت حساب هایش را پرداخت کند و سیستم اقتصادی و سیاسی اش در معرض خطر قرار دارد.

در نهایت فشار فراوان مالی سعودی باعث اتفاقی شد که پیش بینی اش می شد: تغییر رژیم. این اتفاقی است که خواهد افتاد. چه زمانی؟ هیچ سرنخی از آن در دست نیست اما در نهایت این اتفاق خواهد افتاد. راه های قدیمی انجام کارها باید کنار گذاشته شوند. به همین دلیل بود که ملک عبدالله در بزرگ ترین حرکت خود به ملاقات یک ارباب رفت اما نه ارباب های آمریکایی بلکه ارباب روسی. شاهزاده جدید، محمد بن سلمان دیگر روسیه را به طور مستقیم هدف قرار نخواهد داد و همکاری درباره قیمت نفت را در دستور کار قرار داده است. اما اشتباه نکنید حالا روسیه کشوری است که کنترل بشکه های نفتی را در اختیار دارد نه عربستان سعودی و ایالات متحده. روسیه با فروش نفت در حول و حوش بشکه ای 40 دلار سود بسیار خوبی را به جیب خواهد زد. آنها بودجه خود را تا سال 2020 روی این قیمت بنا نهاده اند. شناور بودن روبل به آنها اجازه می دهد که حتی قیمت پایین 20 دلار را هم تاب بیاورند. این کار راحت نخواهد بود اما ممکن است درحالی که برای عربستان سعودی به هیچ وجه ممکن نیست.

عربستان سعودی با 14,8 درصد کسری بودجه در رتبه 212 کشور جهان در سال 2015 قرار گرفت. سال 2016 آنها پیشرفت کردند اما به دلیل افزایش قیمت نفت. عربستان همچنان در حال غرق شدن است و آنها دلیل اصلی این مساله هستند که همچنان برای آرامکو اتفاقی نیفتاده است. از نظر سیاسی و اقتصادی هر دو کشور ایالات متحده و عربستان سعودی نیاز دارند که قیمت نفت در حدود 60 دلار در هر بشکه باشد. مشکلات عربستان سعودی تازه آغاز شده است. تحکیم قدرت از سوی محمد بن سلمان تازه گام اول است بنابراین باید منتظر چه باشیم؟

از نظر اقتصادی برای سعودی ها چیزی تغییر نکرده است. حرکات بن سلمان در راستای ماموریتی است که دونالد ترامپ به او مبنی بر پاک کردن فساد رسانه ها و نهادهای سیاسی سپرده است. یکی از این افراد پاکسازی شده ولید بن طلال از مفسدان اصلی بود. بن طلال و ترامپ دشمنان عرصه عمومی هستند که در توییتر خود را بروز می دهند. او مدتی طولانی با ایالات متحده ارتباط داشت. آنچه بن سلمان انجام می دهد بخشی از پشتیبانی ترامپ از رژیم اوست. از سوی دیگر پوتین می خواهد اطمینان حاصل کند که ماجراجویی های سعودی در حداقل ممکن باقی بماند. به زودی خواهیم دید که آیا بن سلمان به اندازه کافی باهوش است که تشخیص دهد تنها داشتن ترامپ در پشت خودش برای در امان نگه داشتن پادشاهی کافی نخواهد بود. نفت مهم است اما تنها نقطه شروع است.

 منبع: راشا اینسایدر/ مترجم: روزبه آرش