فرصت ایالات متحده برای ایجاد روابط با ایران


امیر هندجانی  - علیرضا نادر

دیپماسی ایرانی: آخرین اخبار از وضعیت سیاسی در عربستان سعودی، منجر به حدس و گمان های بسیار در مورد آینده این کشور و کشورهای حاشیه خلیج فارس شده است. اما اکثر تحلیل ها، مسأله بسیار بزرگتری را در مورد تحولات منطقه از قلم انداخته اند: احتمال درگیری نظامی میان ایالات متحده و ایران، به سرعت در حال افزایش است.

به موازات اقدامات شاهزاده محمد بن سلمان که آخر هفته گذشته در حال تحکیم قدرت سرکوب اعضای سلطنتی، سرمایه گذاران میلیاردر، روحانیون وهابی و محافظه کارانی که تهدیدی برای سلطنت او بودند، عربستان اعلام کرد که این کشور، ایران را مسئول واقعی حمله موشکی شورشیان حوثی به فرودگاه ریاض می داند. با اینکه این گروه با تهران رابطه دارد، اما ادعای عربستان سعودی بی اساس است.

در همین حال، سعد حریری نخست وزیر لبنان و یکی از متحدان عربستان، در سفرش به ریاض، از سمت خود استعفا کرد و علت آن را ترس از ترور وی از سوی ایران عنوان کرد. ارتش لبنان و حزب الله، متحدان ایران در لبنان، چنین امری را انکار می کنند.

اگر عربستان سعودی وارد جنگ با ایران شود، ایالات متحده نیز خواه ناخواه در آن میان گرفتار خواهد شد. بیانیه های دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و تیم امنیت ملی وی به موضع تهاجمی تر ایالات متحده نسبت به تهران اشاره می کند. این امر شامل عدم تأیید توافق هسته ایران، علیرغم پایبندی ایران به آن و اعمال تحریم ها علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، حزب الله و برنامه موشکی بالستیک ایران بود.

تمایل دولت ترامپ به انزوا و فشار بر ایران بازتاب تفکر عقب مانده ای است که واقعیت های خاورمیانه در حال تغییر امروز را مورد توجه قرار نمی دهد. ایران در حال حاضر، مسلما قوی ترین بازیگر منطقه در خاورمیانه است. تهران نقش مهمی در سوریه، لبنان و عراق دارد و نفوذ آن به یمن و افغانستان گسترش می یابد.

علاوه بر این، ایران دیگر در انزوای سیاسی نیست؛ بلکه با روسیه در سوریه همکاری قوی داشته و منافع مشترکی با ترکیه در مسائل مربوط به استقلال کردها، تقویت حکومت مرکزی در بغداد، و حمایت از قطر در اختلافات آن با عربستان و امارات دارد.

با توجه به اختلافات عمیق در جهان عرب و شورای همکاری خلیج فارس، تلاش های واشنگتن برای منزوی کردن ایران، بر خلاف تلاش های اروپا، روسیه و چین برای تشویق ایران به داشتن نقش سازنده تر در منطقه با توجه به قدرت رو به رشد آن است. تلاش های ایالات متحده تنها باعث حمایت دیگر بازیگران جهانی از جمله کشورهای اروپایی از ایران خواهد شد.

کشورهای آسیایی نیز مانند چین، ژاپن، کره جنوبی و هند، تهران را به عنوان یک بازار دست نخورده برای سرمایه گذاری کوتاه مدت در ازای کسب درآمد در آینده می دانند و همه به دنبال سرمایه گذاری قابل توجه در اقتصاد ایران هستند. تحریم های ایالات متحده علیه ایران بعید است نفوذ آن در خاورمیانه را کاهش دهد. تحریمها بدون شک باعث کاهش رشد اقتصادی ایران خواهد شد، همان طور که در 40 سال گذشته چنین بوده است، اما اساسا توانایی ایران در اعمال نفوذ را تغییر نخواهد داد.

واشنگتن و تهران نباید بیش از این در منطقه باعث ایجاد تنش شوند. این امر مستلزم تغییر سیاست های آمریکا در تضعیف توافق هسته ای و اهریمن جلوه دادن ایران است. چرا که این امر سازنده نبوده و منجر به تشدید بیشتر تنش خواهد شد. دولت ترامپ باید در ادامه راه دولت قبلی آمریکا، ارتباطات سطح بالایی با ایران برقرار کند و دامنه اقدامات دیپلماتیک خود را افزایش دهد. این امر باید به واسطه وزیران امور خارجه دو کشور یعنی جواد ظریف و رکس تیلرسون صورت بگیرد.

بعید است که ایالات متحده بتواند ایران را از برخی فعالیت هایش مانند حمایت از حزب الله یا حماس باز دارد، اما می توان حد وسط را به صورتی در نظر گرفت که دو کشور بتوانند بر آن توافق نظر حاصل کنند. سیاستگذاران ایالات متحده نباید تصور کنند که می توانند روند 15 سال گذشته را تغییر دهند. تهاجم ایالات متحده به عراق نشان داد که برنامه ریزی نامناسب و فرضیه های اشتباه، می تواند عواقب دیگری به بار آورد. در آن زمان، دولت بوش به اشتباه پیش بینی کرد که آزادسازی عراق از صدام حسین، باعث افزایش جنبش های دموکرتیک و کاهش نفوذ ایران می شود. به همین صورت، فرضیه های اشتباه در خصوص ایران، می تواند راه را برای فرسایش دائمی قدرت آمریکا در خاورمیانه فراهم کند.

منبع : بلومبرگ / ترجمه تحریریه دیپلماسی ایرانی /33