هفته اخیر شاهد اعتراضات و تظاهرات گسترده‌ای در شهرهای مختلف بودیم. اتحلیل شما از شرایط کنونی و دلایل این اعتراضات چیست؟

تلنباری از خشم فروخورده مردمی است که سیاسی نیستند، به هیچ جناحی بدهکار نیستند، طلبکار هستند، آن‌ها سر من داد می‌زنند! آن‌ها سر من و هم‌نسلان من و یا یک نسل بعد و قبل که نزدیک چهل سال است به آن‌ها امید شرایط زندگی بهتر دادیم و می‌دهیم، ما که در سطوح مختلف مدیریتی کشور، بخشی یا تمام این سال‌ها٬ مسئولیتی را به عهده داشتیم فریاد می‌زنند و هر که بامش بیش برفش بیشتر!

مایی که به آمارهایی که خود ارائه می‌کردیم هیچ توجهی نکردیم، وقتی آمارها گفتند جمعیت شاغل در سال ۱۳۸۴ برابر ۲۳/۲۷۳ میلیون نفر است و در سال ۸۸ برابر ۲۳/۸۶۴ میلیون و در سال ۹۲ اعلام شد ۲۳/۸۳۵ میلیون نفر، هیچ مدیری در هیچ سطحی فریاد نزد که وقتی سطح اشتغال تغییر نکرده پس سالانه نزدیک به یک میلیون فارغ‌التحصیل دانشگاه‌ها چه شدند؟ این جوان‌های تحصیل‌کرده چه می‌کنند؟! تا کی آن‌ها دست در جیب پدرشان باید بکنند و هر دو لب فرو بندند!

وقتی در رادیو و تلویزیون دولتی رسانه‌ها گفته می‌شود بعضی شرکت‌ها نزدیک به ۶، ۸ و ۱۰ ماه و بعضاً بیش از یک سال است حقوق کارکنان خود را نپرداختند، چه کسی صدایش در آمد که پس این جماعتی که حقوق نگرفتند؟ از کجا ارتزاق می‌کنند؟ چقدر بازنشستگان جلوی مجلس آمدند و از تنگی معیشت نالیدند؟ چقدر مردم کوچه و بازار جلوی بانک مرکزی جمع شدند که این موسسات اعتباری که بعد از سال ۱۳۸۰ مثل قارچ روییدند، اندک پس‌انداز آن‌ها را از بین برده‌اند!