مهراب قاسمخوانی، فیلم نامه نویس: من متوجه نشدم چرا حاتمی کیا همیشه معترض است؟

من هيچ وقت متوجه نشدم كه آقاى حاتمى كيا چرا هميشه معترضن. اصلاً به چى معترضن؟ يعنى به عنوان يه فيلمساز ديگه چه توقعى داشتن كه برآورده نشده؟

در هر دوره اى به راحتى و بدون مشكل فيلم ساختن، هميشه مورد حمايت بودن و هزينه فيلماشون تامين شده، هيچ وقت پشت هيچ مميزى نبودن، فيلمساز مورد علاقه مسئولين هستن و البته هميشه مورد احترام خانواده سينما هم بودن، توى همه جشنواره ها هم جوايزى گرفتن و ازشون تقدير شده...

پ.ن اول: من حتى ديشب هم كه با اعتراض فرياد كشيدن كه من فيلمساز وابسته هستم، بازم نفهميدم دليلش رو. خب اينو كه همه ميدونستن، جايزه شون رو هم كه گرفتن، مشكل چيه دقيقاً؟ اين كه چرا همه وابسته نيستن؟

پ.ن دوم: اعتراض ديشب ايشون به تلويزيون هم زمانى ارزشمند بود كه در طول اين سالها يه كلمه هم نسبت به برخورد هاى توهين آميز اين ارگان با خانواده سينما و ممنوعيت ها و سانسور ها حرفى ميزدن، نه اين كه تلويزيون بده چون از فيلمهاى ايشون به اندازه كافى تعريف نميكنه

رحیم مخدومی،نویسنده کتاب: ما همه وابسته ایم

ما همه وابسته ایم. یکی وابسته ی مستضعفین، دیگری وابسته ی مستکبرین.

آثار یکی از ما در سینماهای رژیم صهیونیستی افتخار نمایش پیدا می کند، دیگری در مساجد و حسینیه ها و تکایای غزه و لبنان و کشمیر و نیجریه.

همه ی فیلمسازها برای فیلمشان پول خرج می کنند. بعضی پولها از کیسه صیانت از انقلاب اسلامی خارج می شود، بعضی از کیسه سرنگونی انقلاب اسلامی. هر دو وابستگی می آورد.

خنده دار آنجاست که وابسته ی شیطان وابسته ی رحمان را متهم کند به وابستگی! این دیگر اوج کودنی یک وابسته است و آدم را یاد آن قصه ی طنز حماقت بار می اندازد:

بچه بز هنگام پریدن از جوی، دمش رفت بالا. بچه آهو داد زد: وای، وای، پشتت پیدا شد!

بچه بز گفت: صداتو بیار پایین ابله. دم خودت همیشه بالاست و پشتت همیشه پیدا، ولی ما تا حالا صداشو درنیاوردیم!!!