حذف کنکور یا افتادن از چاله به چاه

من به یاد مدرنیسم و پست مدرن افتادم که دومی به حق به نقد اولی پرداخته ولی چیز مشخصی جایگزین و پیشنهاد نکرده است. آنچه به عنوان جایگزین مطرح است این است که نمرات و یا معدل سالهای قبل به جای نمره کنکور ملاک قرار می¬گیرد و این به این علت است که دانش¬آموز بداند که باید در طول دوره تحصیلی خود به ویژه در سه سال آخر به طور مداوم و منظم درس بخواند و نه اینکه در دوسه ماه اخیرِ منتهی به کنکور، و با هزینه های گزاف و تردستی هایی که دارندگانِ کلاس¬های کنکور از خود نشان آنها می دهند، بیایند و قبول شوند؛ البته اگر که سلامتی در رفتار آنها باشد.

اگر وضعیت را به خوبی بشکافیم خواهیم دید که با این طرح، این دانش آموزان باز هم همان روش حافظه¬محوری را ادامه خواهند داد زیرا:

۱-در مدارس ما معلمان خود اغلب حافظه محور بوده اند و از مهارت های متنوع مورد نیاز در محیط زندگی و کار بهره ای کافی ندارند تا بخواهند به دانش آموزان مهارتی یاد دهند،

۲- محیط های آزمایشگاهی و کارگاهی به شدت در مدارس ضعیف است و تازه اگر قوی هم باشد با توجه به این¬که کار با آنها اغلب هزینه‌بر خواهد بود و مواد آزمایشگاهی باید با احتیاط و صرفه مصرف شود نتیجه آن خواهد شد که دانش آموزان یا از پشت شیشه تجهیزات را ببینند و یا کسی آزمایش کند و دیگران نگاه کنند و نه اینکه خود آزمایش کنند.

۳- چون جامعه ما پژوهش محور نیست و سردمداران کشور اغلب رو به واردات دارند بنابراین زمینه کار برای دانش آموزان در داخل فراهم نیست و اغلب کارخانجات هم که با ظرفیت 20-30 در صدی کار می کنند، حال چگونه و در کجا این دانش آموزان می خواهند مهارت ببینند.

۴-محیط کار و بازار و صنایع کوچک اگر به میدان بیایند و دانش آموز بخواهد در یک و یا چند مهارت شرکت کند در داخل مدرسه ارزیاب مناسبی وجود نخواهد داشت و اگر به قول و نظر آموزش دهندگان خارج از آموزشگاه اعتماد کنند آنها هم ممکن است تحت تأثیر فشارهای عاطفی گوناگون حق مطلب را ادا نکنند و بنابراین آنچه را که انتظار می رود تحقق نپذیرید.

۵- طرح کاد را قبلا ما به اجرا گذاشته ایم و عدم توفیق آن را دیده ایم بنابراین باید چیزی غیر از آن باشد. اگر طرح دیگری است باید مشخصات آن روشن باشد. همچنین پیش دانشگاهی برای این بود که کسانی که می خواهند جذب بازار کار شوند دیگر سال آخر دبیرستان را نگذرانند و فقط علاقمندان ورود به دانشگاه سال چهارم را بگذرانند.

۶- ما مهارت را در امور صنعتی و فنی محدود کرده ایم در حالی که اگر دائره آن را وسیع بگیریم بسیاری از امور خدماتی که مقدمه امور فنی هستند هم جزو مهارت ها به حساب می آیند مانند پرستاری، برنامه نویسی، قرارداد نویسی، چانه زنی در امور (بزرگ) فنی و ساختمانی، مدیریت در حوزه های مختلف، مشاوره و مهندسی مشاور در سطوح ملی و بین المللی و مانند آن که کمتر به فکر آن هستیم و یا اصول و استاندارد آنها را تعقیب نمی کنیم.

از این رو اگر کنکور حذف شود ما جایگزین مناسبی برای تأمین اهداف بلندی را که منتقدان در نظر دارند نداریم؛ نه نیروی انسانی کافی و وارد به مهارت ها و نه محیط مناسب که در آن دانش آموزان کار را ببینند و خود تجربه کنند و نه ابزار و امکانات لازم برای هزینه کردن. در نتیجه محیطِ غیرِ واقعی، دردی را دوا نمی کند و تازه این شیوه انتخاب اگر از بین برود سردرگمی بیشتری ایجاد می شود.

بنابراین باید راه کار و گزینه جایگزین مطلوبی قبلا پیش بینی و در محیط هایی به صورت نمونه آزمایش، و بعد آهسته آهسته و یا یکجا به حذف کنکور اقدام شود.

از این گذشته دانشگاهها و صنایع همگی باید در اجرای این طرح شرکت کنند. این طرح خاص آموزش و پرورش و یا وزارت علوم نیست. یک‌ طرح گسترده ملی است که همه ارکان نظام باید در آن درگیر شوند. جامعه یک کل یک پارچه است نمی شود آموزش و پرورش کشور مجری طرح باشد ولی صنایع و تجارت راه خودش را برود و بی خیال از این که در کشور چه بر سرجوانان می آید به توسعه تجارت خارجی و به اصطلاح قشنگ‌تر جذب سرمایه خارجی و افزایش واردات مشغول باشد.

همچنین باید تکلیف معلمان آموزش دهنده مهارت تعیین شود و اینکه آیا با همین وضع موجود می توانیم طرح را اجرا کنیم و آیا آموزش معلمان موجود ممکن است و راه به جائی می برد و یا باید معلمانی جدید و با مهارت های لازم در همه زمینه ها تدارک دید و از همه مهم تر اینکه معلمان باید به وظائف جدید معتقد باشند و از جان و دل آن را حمایت کنند و نیز دانشگاهها با آن همخوانی داشته باشند و صنایع و بخش خصوصی هم به میدان بیاید و برای همکاری دارای وظائف مشخص باشد.

پیشنهاد من این است که در یک استانی که به لحاظ علمی و فنی مانند اصفهان و یا سمنان با حضور همه افراد مسئول استان و با حمایت استاندار و دیگر مقامات مسئول طرح اجرا شود و نقاط قوت و ضعف آن بررسی شود و سپس به اقدامی سراسری بدل شود. خانواده ها هم باید در این زمینه همکاری کنند. هر محله و یا منطقه شهرداری و آموزش و پرورش با بسیج همه امکانات برای ایجاد مهارت برای مدارس موجود در آن منطقه با رعایت تناسب و سن و موقعیت های دیگر می تواند نقطه شروعی باشد.

و نیز (و یا) دانشگاهها موضوعی و رقابتی شوند و به جای کنکور واحد، هر دانشگاهی برای خود ضوابطی داشته باشد و یا مدارسی را تحت پوشش بگیرد تا از بین آنها بتواند نیرو های مناسب تری را برای خود گزینش کند.