غوغای جوانان ایرانی در مهتاب شعر و ترانه و نمایش

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین٬ هرچند ملال حاصل از تکرار٬ امید مواجهه با شگفتی را کمرنگ و کم‌رمق کرده٬ اما در میان تکرارهای غم‌بار هم راه گریزی‌ست برای رسیدن به تازگی٬ راهی که در کمال ناباوری٬ در قابی بزرگ٬ با نوایی از موسیقی و صدایی گرم غافلگیرکننده تکرار را پایان می‌بخشند و رنگی تازه به روزهای درهم پیچیده بی‌پایان می‌بخشد... نوایی و نمایی که ریشه از ادبیات کهن گرفته٬ با هنر امروزی تئاتر گره خورده و با موسیقی و آواز به اوج می‌رسد و کنسرت نمایش «سی» روی صحنه کاخ سعدآباد نقش می‌بندد.

کنسرت نمایش «سی» ترکیبی است از موسیقی و نمایش: قصه برای ایرانیان آشنا با شعر و ادبیات و اسطوره آشناست. مواجهه رودابه و زال بهانه‌ای است برای رفتن به دل تاریخ البته با نگاهی که راوی نیست و اتفاقات و جریان‌ها را به چالش می‌کشد. تردید زال و رودابه برای رسیدن به وصال و زایش فرزندی که قرار است رستم دستان باشد٬ و در طالع‌اش فرزندکشی و اسفندیارکشی باشد٬ همان چالشی است که به قلم نغمه ثمینی در قصه‌ای که صدها سال قدمت دارد وارد شده است.

و روی دیگر ماجرا موسیقی‌ست٬ موسیقی سه‌تار سهراب پورناظری که شروعی‌ست رویایی برای کنسرت نمایش «سی»٬ در جریان اجرا همچنان گوش‌نواز ادامه می‌یابد و همراهی همایون شجریان شیرینی این رویا را دوچندان می‌کند.

غوغای جوانان ایرانی در مهتاب شعر و ترانه و نمایش
وصال خوش‌یمن موسیقی و تئاتر

فضای باز کاخ سعدآباد٬ از نیمه مرداد هرشب میزبان بیش از ۳۶۰۰ ایرانی است که برای تماشای اثری متفاوت به شمالی‌ترین منطقه تهران می‌روند.

«سی» که به عنوان کنسرت نمایش معرفی شده است٬ حاصل همکاری سهراب پورناظری به عنوان آهنگساز٬ همایون شجریان در جایگاه خواننده از یک سوی و یک گروه تئاتری از سوی دیگر است. در تمامی دو ساعت اجرا٬‌ چنان موسیقی و نمایش در هم تنیده‌اند که جدایی‌پذیر نیست. نغمه ثمینی قصه آشنای فردوسی را از زاویه نگاه خود تبدیل نمایشنامه کرده و علی‌اصغر دشتی٬ کارگردانی اجرا را برعهده دارد. حمید نعمت‌الله کارگردان سینما نیز مشاور پروژه است.

صابر ابر در نقش منجم٬ بهرام رادان در نقش زال٬ سحر دولتشاهی در نقش رودابه٬ دلنیا آرام در نقش مادر زال٬ مهدی پاکدل در نقش رستم٬ بانیپال شومون در نقش اسفندیار و حسین صوفیان در نقش سهراب نوشته ثمینی را روی صحنه جان می‌بخشند.

غوغای جوانان ایرانی در مهتاب شعر و ترانه و نمایش


یک صحنه برای روایت قصه

طراحی صحنه کنسرت نمایش «سی» متناسب با هر دو عنوانی که برای تعریف این اثر به کار گرفته شده٬ طراحی شده است. بنای موجود در کاخ٬ امکان حرکت عمودی در طراحی صحنه را فراهم کرده و سادگی پیشخوان صحنه فرصت رفت و آمد چپ و راست شدن قهرمانان شاهنامه را فراهم کرده است. انتخاب رنگی خنثی برای صحنه از آن جهت صورت گرفته که هر نوبت بنا به قصه با تغییر نورها قابی که قرار است بیش از باقی مورد توجه مخاطب باشد٬ جلوه‌گری کند.

بازیگران در گوشه گوشه این صحنه جای می‌گیرند٬ زال از پارچه‌ای سیاه آویزان می‌شود تا راه رسیدن به رودابه را طی کند و رودابه بالای بنا ایستاده و گاه سری به پیشخوان پهن صحنه می‌زند. اسفندیار و سهراب در چپ و راست انتهایی صحنه جای می‌گیرند و مادر زال و منجم بیش از باقی طول و عرض صحنه را می‌پیمایند.

نوری بر صحنه

در تمامی سال‌هایی که از ورود ویدئوپروجکشن به صحنه نمایش می‌گذرد٬ کمتر کارگردانی به درستی این ابزار را به خدمت اثر خود درآورده٬ اما «سی» عرصه‌ای است برای عرض اندام آنچه می‌توان با ویدئو پروجکشن به یک اثر افزود. تغییر گاه به گاه تصاویری که به واسطه ویدئوپروجکشن روی صحنه نقش می‌بنند٬ تناسب آن با قصه و فضاسازی‌هایی که به این واسطه صورت می‌گیرد٬ همان خلاقیتی است که در هر از گاهی تماشاگر را غافلگیر می‌کند.

غوغای جوانان ایرانی در مهتاب شعر و ترانه و نمایش
نوای معجزه‌گر

میانه جدل اسطوره‌های شاهنامه به فراخور قصه و حال و هوای شخصیت‌ها٬ موسیقی بعدی تازه به اثر می‌بخشد. نوای سه‌تار سهراب پورناظری٬ تنبور و کمانچه‌اش رویای یک شب تابستانی را برای تماشاگران «سی» جاودانه می‌کند و نوای همایون شجریان٬‌ همچون نسیمی که در شبی تابستانی از کوه‌ّهای تهران برخواسته بر گوش‌ها می‌نشیند.

معجزه موسیقی زمانی اتفاق می‌افتد که سهراب رو به تماشاگران کمانچه به دست می‌ایستد و می‌نوازد... دست خود را بالا و پایین می‌برد و عشق خود را چون جان در کالبد موسیقی می‌ریزد و با وجد خود تماشاگران و نوازندگان را هم به هیجان می‌آورد...

جادوی موسیقی در صدای همایون می‌چرخد و وقتی از ظلم ظالم... می‌گوید همچون اشک بر گونه‌ها می‌چکد...

آزادی یعنی رستم

قلم رویاپرداز نغمه ثمینی برای افرادی که با نوشته‌ّهایش از رویایی به کابوسی سرگردان شده‌اند٬ آشناست. نویسنده‌ای که قصه را با خیال و اندیشه در هم می‌تند و این بار اسطوره‌های شاهنامه را با پرسش روبه‌رو کرده است. پرسش‌هایی که ریشه در فلسفه دارد. این بار ثمینی رستم را به معنای آزادی گرفته و زال و رودابه را والدین آزادی٬ کسانی که تصمیم می‌گیرند با وجود همه تهدیدها٬ فرزند خود را به دنیا بیاورند٬ هرچند بد طالع و در دنیایی پر از سختی.

غوغای جوانان ایرانی در مهتاب شعر و ترانه و نمایش

بازیگرانی از جنس تاریخ

صابر ابر و مادر خیالی زال سفیدمو با بازی حساب‌شده دلنیا آرام و صدای ویژه او از بخش‌ّهای قابل توجه این نمایش است. رودابه که به واسطه قصه بازی دوگانه به نمایش می‌گذارد٬ در کنار بهرام رادان که علاوه بر جزئیات نقش به لحاظ فیزیکی نیز کار سختی برعهده دارد. صدای قوی مهدی پاکدل برای ایفای نقش رستم به یاری او می‌آید و بانیپال شومون با حرکات بدن یک اسفندیار تاریخی با ظاهری جدید به نمایش می‌گذرد و حسین صوفیان لباس سهراب به تن کرده است.

5858