تبحر آیت‌الله هاشمی در تبارشناسی متحجران و حلقه انحرافی

یک سال از رحلت جانسوز فقید سعید آیت الله هاشمی رفسنجانی گذشت. چهره کارآمد و دلسوزی که در عرصه های مختلف تأثیرگذار بود. بنا به تدبیر و صلاحیتی که داشت همیشه بازوی توانمند امام و رهبری به حساب می آمد و کشور را از کوران ها و حوادث به آسانی عبور می داد. راهنمای قرآن کتاب آسمانی مسلمانان را در دوران مبارزه با طاغوت در زندان ساواک شاه به نگارش درآورد و با تمسک به اندیشه های قرآنی تحت رهبری امام (ره) در بنیانگذاری و نهادسازی جمهوری اسلامی ایران نقش آفرین بود.

پس از ارتحال امام امت (ره) نظر به جایگاه رفیعی که در مجلس خبرگان رهبری داشت در تعیین ولی فقیه و جانشین امام راحل در آن شرایط حساس بسیار تعیین کننده بود و در تمامی سال های دوران رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای تا زمان ارتحالش ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را به عنوان نهادی فراقوه ای برعهده داشت و مشاوری دلسوز و امین برای نظام و رهبری بود.

از افراط دوری می کرد و در کنار رضایت خدا و خالق هستی در جهت رضایتمندی مردم و استیفای حقوق ملت از هر کوشش معقول و پسندیده ای دست بردار نبود و در این رابطه آنچه را که فکر می کرد به مصلحت مردم است بازگو می کرد و از سطحی نگران هتاک ترسی به دل راه نمی داد. مظهر عقلانیت دینی و اسلامی بود، همیشه می گفت «درگیرکردن مردم به نام دین با یکدیگر خطایی است نابخشودنی و عذاب خدا را در پی دارد».

و چون اهل منطق و استدلال بود سرکوب در مسائل فکری و سیاسی را بر نمی تابید و با تندروی و خشونت مقابله می کرد. آینده نگر بود. از مرگ نمی هراسید و همیشه به استقبال حوادث می رفت. هرگز تحت تأثیر رفتارهای ظاهری و احساسی قرار نمی گرفت. با شجاعت مثال زدنی که داشت مرد بحران ها شمرده می شد. به عنوان مثال در جایگاه فرماندهی دفاع مقدس از سوی امام (ره) وقتی دید بنا به شرایط پیش آمده امکان پیروزی نظامی بر صدام وجود ندارد، با تدبیر مخصوص خود پیروزی سیاسی بر دشمن را باعث گشت، هرچند تحلیل های ناروا و تخریب ها را به جان خرید ولی توانست جنگ خانمان سوز دشمن را از مردم و کشور مرتفع سازد.

عمق اندیشی و هوشمندی از خصایص ذاتی او بود. روی همین جهت بود که فتنه ریاکاران دغل باز را زودتر از دیگران متوجه می شد و خطرشان را گوشزد می کرد. به اعتدالگرایی و اندیشه های متعادل و سازنده دلبسته بود و انسان های خوش فکر، آزاداندیش و عملگرا را بر شعارگرایان متملق ترجیح می داد.

مکتب فکری امام (ره) و مردمسالاری دینی را با توصیه به قانونگرایی و التزام به قانون ترویج می کرد و این روش را بهترین راه برای آشتی سنت و مدرنیسم معرفی می نمود. به طوری که در این راه توانسته بود به میزان قابل توجه و زیادی در هم افزایی و هم فکری حوزه و دانشگاه نقش آفرین باشد.

با حمایت امام و مشارکت مردم بزرگترین دانشگاه حضوری دنیا را در ایران راه اندازی کرد و به خواسته سیل عظیم جوانان مشتاق تحصیلات عالی در ایران پاسخ مثبت داد. با این اقدام علمی سازنده و بزرگ، توسعه و تحقق عدالت آموزشی در قالب واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی را در سراسر کشور باعث شد.

چشم داشتی از دانشگاه نداشت و از آن حقوق نمی گرفت و بر این باور بود که محور مهم توسعه در هر کشوری، توسعه انسانی است و پیشرفت علمی و تحقیقاتی در محیط آرام امکان پذیر است. به شدت با فضای امنیتی در دانشگاه مخالفت می کرد و می گفت «شاه فضای دانشگاه را امنیتی کرد چون می ترسید ما که اینگونه نبوده و نیستیم».

ظرفیت باطنی خودش را به گونه ای ساخته بود که روحش مملو از محبت و عشق به هم نوع بود. پس از خدادوستی، نوع دوستی اولویت او محسوب می شد و به جهت رعایت ادب، در مواجهه با دیگران احترام متقابل با همه مخاطبان خود را رعایت می کرد.
تفکر و اندیشه ای توسعه گرایانه داشت، پافشاری به اقتصاد تولیدی از قبیل ساخت مترو در تهران و کلانشهرها، بزرگراه ها، سدسازی ها، آبخیزداری ها، گسترش آموزش عالی، شرکت های دانش بنیان و پارک های علمی و فناوری و بسیاری موارد دیگر از نمونه های عینی اندیشه های خلاق و سبک مدیریتی ایشان محسوب می شد. در این خصوص نحوه طرح فکر و مدیریت سازنده و ثمربخش او طوری بود که در داخل و خارج به عنوان نماد توسعه و پیشرفت محسوب می شد.

تفکر اقتصادی و عقیده مندی به اقتصاد ترکیبی یعنی اقتصاد دولتی، خصوصی و تعاونی، این الگو را در حزب جمهوری اسلامی تدریس می کرد که جلسات درسی یادشده به عنوان کتابی مستقل در همان زمان چاپ و منتشر شده است و زیرساخت اصل 44 قانون اساسی محسوب می گردد. بعد او این تئوری اقتصادی را در قالب سیاست های اصل 44 در مجمع تشخیص مصلحت نظام نهایی کرد و در نمازجمعه تهران برای تنویر افکارعمومی آن را به تحلیل و تفسیر نشست. همچنان که سیاست های مربوط به اقتصاد مقاومتی و 10 ها تئوری و سیاست های کلان و راه حال های معضلات کشور را باید از آثار فکری او دانست. هرچند که متصدیان تقنینی، اجرایی و قضایی در تحقق و انجام آنها قصور کرده و باعث ناکارآمدی و عدم رضایت مردم شدند.

راز ماندگاری نظام و انقلاب را در وحدت و اعتدال معرفی می کرد و در همه حال با روش های تفرقه افکنانه و سیاه و سفید دیدن مردم مقابله می کرد و گاهی هم در این رابطه مورد بی مهری قرار می گرفت. یادگار فکری امام و مورد علاقه شدید آن مراد خاص خودش بود و چون می دانست اندیشه و مکتب فکری امام در چالش جریان فکری تحجر و انحراف قرار دارد با شجاعتی مثال زدنی به مبارزه با جریان یادشده همت گمارد و بارها یادآوری می کرد و می گفت «به یاد داشته باشیم امام عظیم شأن ما فرمود تیشه ای که مقدس معابان بی خبر از خدا به ریشه اسلام زدند تا کنون احدی نزده است» در تبارشناسی متحجران و حلقه انحرافی نوظهور مهارت داشت و فرایند کار آنها را اینگونه اعلام می کرد و می گفت «این جریان که در گذشته شکل سنتی داشت امروزه با سوءاستفاده از بعضی روشها و فنون، از نفوذ تاکتیکی خود را برخوردار کرده و در نهادهای حاکمیتی خودش را نفوذ داده، نیروهای خودش را آموزش توجیهی و لازم داده و رفتارهای پوپولیستی و ظاهرگرایی دینی و تبلیغ روانی را مورد توجه ویژه و اولویت اول خود قرار داده و با غفلت متصدیان امر حکومت فردی از میان خودش را به ریاست جمهوری رساند و دایه دلسوزتر از مادر را برای انقلاب پیش نظر قرار داده است. روش خاص این جریان متلاشی ساختن نظام و تئوری فکری امام از درون است. هدف این جریان و افراد مربوط به آن ناکارآمد ساختن نظام و انقلاب است و کار مهم شان تخریب مکتب ولایت و رهبری و اعلام ختم فقاهت و مرجعیت در ایران است.»

آنچه را که مرحوم هاشمی در سال های اخیر می گفت امروز در پشت صحنه های کاری بعضی از تحریک کنندگان به اغتشاشات اخیر، عوامل سران حلقه انحرافی خودنمایی می کند. چیزی که بعضی از سرداران مخالف مرحوم هاشمی و حامی پروپاقرص احمدی نژاد با تأخیر زیادی به آن اذعان نموده اند.

دیروز شعار فرار تحجر سنتی و حلقه انحرافی «مرگ بر هاشمی» بود اما فی الحال شعار و هدف شان با سوءاستفاده از مطالبات مردم برای براندازی نظام و مکتب فکری امام است. حوادث اخیر و فتنه گری های جماعت یادشده نشان داد خاکریز اول آنها هاشمی بود که دفاع معقول و منطقی از نظام و ولایت فقیه داشت. حال که او از دنیا رفت ستون خیمه نظام هدف اصلی آنهاست هرچند که تیرشان به سنگ خورد و هوشیاری مردم و دلسوزان نظام، فتنه بزرگ آنها را در حوادث اخیر نقش بر آب کرد.

با اتفاق های پیش آمده در چند ماه اخیر و درست در زمان سالگرد مرحوم هاشمی که به حق امیرکبیر معاصر ایران بود، مردم و نخبگان دلسوز بهتر از هر زمان دیگری فهمیدند که وقتی یار دیرین امام و انقلاب در آخرین نمازجمعه خود با صبر و بردباری سخن می گفت چه حس و حالی داشت.

با کمترین درنگ در وضع پیش آمده می داند که هاشمی شرایط امروز کشور را پیش بینی می کرد و پیشنهادهای راهگشایانه خود را مطرح می نمود که هرچند عده زیادی آن را بر نمی تافتند. همه ماه ها شاهد بودیم که رئیس دولت وقت بعد از حوادث سال 88 چگونه خود را سرمست پیروزی می دید و دیگران را خار و خاشاک معرفی می کرد.همه مردم ایران دیدند که رفتارهای او چه طور دوقطبی هنجارشکنانه باعث گشت، به طوری که در نماز جمعه تهران دو جمعیت بزرگ و متخاصم در دانشگاه تهران و خیابان اطراف آن رودرویی پیدا کردند جمعیتی خطاب به خطیب جمعه می گفتند «هاشمی هاشمی سکوت کنی خائنی» و در مقابل این جمعیت چندلشکر انسانی خشمگین شعار «مرگ بر منافق» و «مرگ بر ضد ولایت فقیه» سر می دادند و سعی می کردند مانع ایراد خطبه خطیب جمعه شوند.

در نمازجمعه برگزارشده آن روز در میانه دو جمع متخاصم و متراکم، سخنان مرحوم هاشمی از آن وحدت تمام دلسوزان ایران و انقلاب بود. او به عنوان مدافع راستین انقلاب و مردم اعلام کرد نباید بگذاریم از وضع پیش آمده دشمنان نظام و انقلاب سوءاستفاده کنند.

همگرایی مردم و وحدت عملی آنها می تواند بر مشکلات فراروی مردم و انقلاب فائق آید. تنها راه پایان فصل اختلاف قانون است و بی قانونی از ناحیه هرکسی که باشد محکوم است و اگر افراط، زیاده خواهی و بی قانونی ادامه پیدا کند خطری جدی دامن گیر انقلاب و مردم خواهد شد و تر و خشک را با هم خواهد سوخت. برای بیان نقدها و نقطه نظرات مختلف و متنوع لازم است فضای مناسبی ایجاد شود و همه نیروهای انقلاب به ویژه مسئولان آستانه تحمل خود را بالا ببرند و همدردی با آسیب دیدگان پس از انتخابات را فراموش نکنند.» مطلب جالب توجه این بود که آن فقید سعید که در جایگاه امام جمعه و خطیب نمازجمعه تهران سخن می گفت در مورد تهمت و تخریب صورت گرفته بر علیه خودش توسط احمدی نژاد در مناظره پر بیننده تلویزیونی با رقیب انتخاباتی، کلمه ای از خود دفاع نکرد و فقط برای گرفتن بهانه تبلیغاتی از دست دشمنان نظام آزادی زندانیان سیاسی از موضع رحمت و رأفت اسلامی را در چارچوب قانون خواستار شد.

در هر حال اینک که پرده نفاق جریان انحرافی کنار رفت، آه و سوز مرحوم هاشمی دامن بعضی ها را گرفت و مشخص شد دعوای او با متحجران اقتدارگرا و به ویژه سران حلقه انحرافی یک دعوای شخصی نبود، بهتر است ضمن تجدید عهد با او مثل میلیون ها مشایعت کننده جنازه و پیکر پرمهرش به تفکر سیاسی و خط مشی اثرگذارش پایبند باشیم و راه و رسمی را که الگو و مدل فکری منطق بر شرایط زمان بود پاس بداریم. لازم است جریان های سیاسی همسو با نظام و انقلاب این روش و منش فکری و عملی او را حفظ کرده و به نسل نواندیش و جوانان پرشور انقلاب منتقل کنند.

*مشاور رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام
29214