سیاست خارجی کابل بی طرفی نیست/ گذار از امنیت محوری به اقتصاد محوری

به گزارش خبرنگار مهر، روز شنبه (۲۹ مهر) نشت هم اندیشی دکتر «فرامرز تمنا» رئیس مرکز مطالعات استراتژیک وزارت امور خارجه افغانستان با دانشجویان و نخبگان مهاجر افغانستانی و با موضوعات «جوانان، افراط گرایی و چالش های امنیتی افغانستان» و «سیاست خارجی افغانستان» و با حضور دکتر «نصیر احمد نور» سفیر جمهوری اسلامی افغانستان، در محل این سفارت در تهران برگزار شد.

دکتر تمنا در ابتدای نشست به بررسی عوامل موجود در گرایش جوانان افغانستانی به سمت افراطی گری پرداخت و با  تقسیم این عوامل به سه بخش:  ۱-کلان: قاچاق مواد مخدر، تغییرات اقلیمی منجر به مهاجرت، نظم جهانی مستقر در کشورهای جهان سوم، فقر؛  ۲- میانه: ابعاد منطقه ای و رقابت های منطقه ای، تعارضات ایدئولوژیک و رقابت های دینی و فرهنگی؛ ۳ -خرد: نقش فرد به عنوان عنصر پویایی دهنده به افراط گرایی، مهم ترین عامل در گسترش تروریسم را هویت فردی خواند و گفت که انسان فطرتا هویت خواه است و به همین دلیل به دنبال هویت جویی می رود و پس از کسب هویت در پی حفظ هویت خواهد رفت و در مرحله بعدی به بسط و گسترش هویت خود می پردازد اما مرحله آخر که مهم ترین بخش است پیوند انسان به هویت و اعمال هویت است. گروه های تروریستی نیز از این طریق وارد عمل می شوند و به جوانان هویت می بخشند.

                                         سیاست خارجی کابل بی طرفی نیست/ گذار از امنیت محوری به اقتصاد محوری

وی افزود که هم اکنون ۷۵ درصد جمعیت افغانستان را جوانان تشکیل می دهند که متاسفانه موجی از افراطی گری در بین آنان به ویژه در مناطق «هلمند» «پنجشیر» «بدخشان» و «هرات» شکل گرفته است.

 دکتر تنما در ادامه با اشاره به این موضوع که هویت انسانها از درون و برون تهدید می شود گفت زمانی که هویت انسان از درون تهدید می شود بیم انسان را فرا می گیرد و به خود ضربه می زند اما زمانی که هویت انسان از بیرون تهدید می شود انسان احساس خطر کرده و به دیگران ضربه می زند.

رئیس مرکز مطالعات استراتژیک امور خارجه افغانستان در ادامه گفت: وقتی هویت دچار تهدید از بیرون می شود انسان درصدد حذف کسانی برمی آید که شبیه وی نیستند و این همان سیاستی که دقیقا گروه های افراطی در پیش گرفته اند یعنی سیاست حذف دیگران.

وی افزود: پس با در نظر گرفتن دو عنصر «خود» و «دگر» در عصاره روابط و با توجه به اینکه «هرآنکه مثل من نمی اندیشد دگر است» افراطی گری به شکل دادن هویت افراد و پیش بردن سیاست خود یعنی حذف «دگر» می پردازد؛ در واقع تروریسم ابزار حذف دیگران و اندیشه های آنان است.

تمنا  افزود: حال زمانی که این خود فردی تبدیل به خود جمعی می شود خطر آغاز می گردد یعنی وقتی هویت خواهی فردی تبدیل به هویت خواهی جمعی شده و هویت جمعی شکل می گیرد که این هویت خود بر اساس سه مولفه شکل می گیرد: ۱-ملی: آرمان ملی (ناسیونالیسم) که بیشتر در کشورهای غربی مصداق دارد؛ ۲-قومی: قومیت گرایی مانند صربستان، بوسنی و هرزه گوین و ۳-ایدئولوژِی و مذهب که از همه خطر ناک تر است و هم اکنون در افغانستان نیز جریان دارد.

                                         سیاست خارجی کابل بی طرفی نیست/ گذار از امنیت محوری به اقتصاد محوری

وی با اشاره به اینکه تروریسمی که در افغانستان جریان دارد فرا ملی و فرامرزی است و با تاکید بر اینکه آموزش مهم ترین عامل شکل دهنده هویت است گفت که تروریسم از پاکستان وارد افغانستان شده و در مدارس «دیوبندی» که در آن سوی مرزهای دیورند وجود دارند آموزش داده می شوند.

تمنا با اشاره به اینکه هویت افرادی که توسط خانواده، نهادهای مدنی و فرهنگی به خوبی شکل نگرفته و ضعیف است به راحتی  قابلیت جذب شدن به سمت تروریسم و شکل گرفتن به این سو را دارد گفت: گروه های افراطی در واقع با آموزش هویت های ضعیف و تهییج در بین جوانان یک امر وقعی را بهانه قرار داده و آن را تبدیل به یک امر ذهنی کرده و وقتی این امر ذهنی دغدغه فرد می شود تبدیل به عمل افراطی می گردد.

رئیس مرکز مطالعات استراتژیک وزارت امور خارجه افغانستان در ادامه افزود: تروریسم از سال ۲۰۰۱ به این سو از تروریسم سیاسی به تروریسم هویتی تبدیل شده است و در تروریسم نو هدف و هویت مهم است و نه فرد.

وی شبکه های اجتماعی و اینترنت را در بسط و گسترش و تروریسم نو عامل اساسی خواند و گفت که داعش از طریق شبکه اجتماعی توانمندی بسیاری در هویت دادن به کسانی دارد که داری هویت متزلزل هستند.

وی افزود: گروه های افراطی در فاصله سال های ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۴ تعداد سایت های خود را از ۱۲ به ۱۵۰ افزایش داده اند و این خود نشانگر افزایش مخاطب گروه های افراطی طی ۱۷ سال اخیر است.

تمنا با اشاره به اینکه خانواده و نهادهای مدنی و فرهنگی در افغانستان برای شکل دادن به هویت جوانان ضعیف عمل کرده اند گفت این هویت های ضعیف در پی نشان دادن خود زیر پرچم گروه های افراطی  نظیر داعش برآمده و در نتیجه هویت افراطی گری شکل می گیرد، حال اگر این هویت تهدید نیز بشود دست به شورش و انقلاب زده که آثار سوء آن در جامعه به وضح دیده می شود.

وی در ادامه به بررسی «سیاست خارجی» افغانستان پرداخت و گفت که ژنوتیپ سیاست خارجی افغانستان اصولا خلل ناپذیر است و شامل موارد ذیل می شود: ۱-حس استقلال خواهی و بیگانه ستیزی؛ -۲جایگاه افغانستان به عنوان پل تجارت و اتصال دهنده کشورهای منطقه (ژئو اکونومیک)؛ ۳- موقعیت جغرافیایی افغانستان به عنوان پل اتصال دهنده فرهنگ کشورهای منطقه (ژئوکالچر) و ۴-موقعیت ژئوپلیتیک کشور افغانستان.

تمنا در ادامه گفت که تمام پویش های سیاست خارجی افغانستان حول این ۴ محورند که ثابت و غیر قابل تغییرند.

وی در ادامه فنوتیپ سیاست خارجی افغانستان را وابسته به عواملی همچون نیاز به توسعه، امنیت، مبارزه با فقر، تغییرات اقلیمی و محیط زیست، پدیده مهاجرت و تعامل با سازمان های بین المللی، مناسبات با کشورهای منطقه و جهان خواند و گفت که این عوامل در دولت های مختلف افغانستان متفاوت بوده و مثلا در دوران ریاست جمهوری «حامد کرزای» روابط با آمریکا نزول پیدا کرده و در دوران «اشرف غنی» سیر صعودی گرفته است.

وی در ادامه افزود که سیاست خارجی افغانستان از ابتدا تاکنون ۴ دوره متفاوت داشته که عبارتند از: دوره اول: ظرفیت سازی در سیاست خارجی افغانستان؛ دوره دوم: تدوین خطوط سیاست خارجی افغانستان؛ دوره سوم: ثبات در سیاست خارجی افغانستان(امضای تفاهم نامه با ۲۰ کشور همسایه) و دوره چهارم: صنعتی سازی در سیاست خارجی افغانستان.

وی در ادامه یادآور شد: در زمان دولت وحدت ملی افغانستان سیاست افغانستان از بی طرفی تغییر شکل پیدا کرده و اقتصاد محور شده است.

تمنا در ادامه گفت که سیاست بی طرفی منجر به توسعه افغانستان شد اما سیاست ترک بی طرفی سبب شکل گری ائتلاف هایی مبتنی بر دوستی، دشمنی و یا رقابت شد.

وی تصریح کرد که دولت قبلی افغانستان سیاست امنیت محور داشت اما دولت فعلی سیاست اقتصاد محور دارد و گذر و گریز از سیاست امنیت محور به اقتصاد محور هدف اصلی دولت وحدت ملی برای رشد اقتصادی است.

وی به اشاره به نظریه کارل دویچ مبتنی بر منطقه گرایی و افغانیزه کردن این نظریه گفت که هم اکنون  اتحادیه اروپا، اتحادیه عرب و اپک همه جوامع امن برای افغانستان محسوب می شوند.

وی همچنین گفت که افغانستان برای حل مشکلات امنیتی و پر کردن خلا اقتصادی خود سیاست ترک بی طرفی را در پیش گرفته است که دراین میان گرایش به سمت آمریکا و ناتو پیش از سایرین است.

                                         سیاست خارجی کابل بی طرفی نیست/ گذار از امنیت محوری به اقتصاد محوری

وی دلیل این امر را در اجتماع برون منطقه ای سیستم های امنیتی اطراف افغانستان دانست که به سه دسته سیستم امنیتی جنوب آسیا، سیستم امنیتی آسیای مرکزی و سیستم امنیتی خاورمیانه تقسیم می شوند.

وی افزود که افغانستان عضو هیچکدام از این سیستم های امنیتی نیست چرا که هیچکدام از این سیستم ها با سیتم امنیتی افغانستان همخوانی ندارد.

وی همچنین تصریح کرد که در طول ۴ دهه گذشته این سه سیتم امنیتی مشکلات خود را در افغانستان حل کرده و این کشور به محلی برای تسویه حساب این سه سیستم امنیتی تبدیل شده است.

افزون بر این هیچکدام از سه سیستم امنیتی اجازه ورود افغانستان به سیستم دیگر را نمی دهند. لذا افغانستان به سیتم امنیتی چهارم که متعلق به جغرافیای این منطقه نیست و میتوان نام  سیستم امنیتی سایه بر آن نهاد می پیوندد که ناتو نام دارد.

وی افزود: در واقع قوی ترین ارتباط بین افغانستان و سیستم های امنیتی منطقه ناتو است چرا که دغدغه های مشترکی از جمله مبارزه با تروریسم، آزادی بیان و ... دارند.

تمنا عامل دیگر در سیاست خارجی افغانستان را پاکستان خواند و گفت که باید نگاه افغانستان در سیاست خارجی خود به پاکستان عقلانی  و بر اساس سناریوهای ممکن باشد.

وی در ادامه گفت در این سناریو حماسه جایی ندارد؛ اینکه پاکستان قبلا جزئی از افغانستان بوده و تعصب براین کشور در این سناریو جایی ندارد و نگاه باید بر اساس واقعیت باشد.

نفوذ تروریسم از پاکستان به افغانستان عامل دیگری در سیاست خارجی دو کشور است که با استراتژی جدید ترامپ در قابل افغانستان و کشورهای جنوب آسیا و اعمال فشار به اسلام آباد برای قطع حمایت از گروه های تروریستی این موضع تا حدودی برای افغانستان تسهیل شده  است.

همچنین باید در نظر داشت که پاکستان قدرت بیشتری از افغانستان دارد و افغانستان ظرفیت تقابل با این کشور را ندارد، اما سازمان همکاری اسلامی در جده می تواند اهرم فشاری باشد بر پاکستان در جهت حمایت از افغانستان.

از دیگر سو بروکسل و شرکای افغانستان در ناتو نیز می توانند به حمایت افغانستان در مقابل پاکستان بپردازند.