نمی خواستیم دوئل کنیم

قانون- رها شرفی و عاطفه محمدپور این روزها نمایشگاه دوئت نقاشی را باعنوان «عنصر‌پنجم» در گالری ژاله به نمایش در آورده‌اند.
به گزارش قانون، نمایشگاهی که در آن 10 اثر آبستره در ابعاد بزرگ ارائه شده است، که در هرکدام از آن ها تصویری انتزاعی از چهار عنصر اصلی آب ، خاک ، باد و آتش به نمایش درآمده و این تصویرها در دل خود فضای پنجمی را که روایت شخصی این دو هنرمند از همنشینی این عناصر است،نشان می‌دهند.این دو هنرمند معتقدند برای برگزاری یک نمایشگاه دوئت، نزدیکی روحیات و نظرهاي دو هنرمند به یکدیگر اهمیت دارد و نباید آثار دو هنرمند با هم متضاد باشد و به نوعی دوئلی میان آن ها صورت بگیرد.گفت‌وگو با این دو هنرمند را در ادامه بخوانید.

شما استیتمنتی برای این نمایشگاه نوشته‌اید که در آن با تکیه برچهار عنصر اصلی حیات(آب،خاک،باد و آتش) که وجهی اسطوره‌ای دارند و با کشف معنای دقیق آن به عنصر پنجمی رسیده‌اید که ساخته ذهن و دیدگاه شماست و نام فضا را بر آن گذاشته‌اید.این فضا را چگونه تعریف می‌کنید؟فضای ذهنی، فضای فیزیکی یا فضایی که به معنای کلی‌تر بستری برای بروز همه این هاست؟

رها شرفی:فضا به نظرم فقط جنس فیزیکی فضا نیست اما آن نيز مدنظرهست.عنصر پنجم برای هرکسی می تواند یک جور دیگری معنا شود.می‌تواند به معنای کهکشانی آن باشد.می تواند به معنای گپی باشد که هرکسی دارد در آن یک چیزی را تعریف می‌کند.در نهایت ما می خواستیم به این برسیم ؛ همان جایگاهی که هرکسی می تواند در آن ذهنیت خودش را تعریف کند، فاقد هرگونه اسارت و بند است و می تواند خیلی آزادانه باشد.من معتقدم این عنصر پنجم، بقیه عناصر را تعریف می کند.یعنی یک ماده اولیه است که اگر عناصر جهان را از دیدگاه باستانی ‌چهار عنصر فرض کنیم، این عنصر مثل یک کاتالیزور عمل می کند.

عنصر پنجم بقیه عناصر را شکل داده است.

عاطفه محمدپور:دقیقا.یعنی که به عناصر دیگر شکل داده است.نقاشی آبستره یک شکلی از احساس و خیال و رویاست.من در رویای خود همیشه کائنات و کهکشان‌ها و نیرویی و حسی راکه آن به انسان‌ها می‌دهد، مدنظر دارم و در کارم نيز سعی می کنم این را به مخاطب نشان بدهم که به نوعی شاید همان عنصر پنجمی باشد که مد نظر داریم.

ذهنیتی که من دارم از این تابلو می‌گیرم و دوباره به آن منتقل می کنم ‌نيز اهمیت دارد؟

رها شرفی:حتما همین‌طور است.

اگر این نقاشی‌ها آبستره نبود به سختی می توانستیم این مساله مورد نظر شما را ادراک کنیم و من فکر می‌کنم شما به درستی دست به انتخاب این سبک زده‌اید.یکی از مسائل مهم در آثار این نمایشگاه، رنگ است که در هر تابلو ‌باوجود شکل کلی یکسانی که می‌توان به صورت لایه ای در آن جست، تفاوت چشمگیری با یکدیگر دارند.تابلوهایی که در آن رنگ سبز آرام بخشی وجود دارد و در کنار آن یک تابلوی قرمز که به نوعی به بیننده اش هجوم می برد و بعد دوباره یک فضای لطیف دیگر در نقاشی‌هایی که شمایلی کهکشانی دارند، رقم می‌خورد.همه این‌ها عناصر اصلی مورد نظر شما را در بر می‌گیرد و به نوعی با تحریک احساسات و برخی عوامل درونی انگار که مرا در برابر خودم قرار داده است.انگار این رنگ ها نماینده ماست.

رها شرفی:من فکر می کنم این گونه است.هرچند نقاشی آبستره نباید از قبل برنامه‌ریزی شده باشداما چون تم را انتخاب کرده بودیم، سعی کردیم چارچوبی داشته باشیم و خیلی آزادانه کار نکنیم.اگر می‌خواستیم آزادانه کار کنیم، شاید ابعادمان خیلی بزرگ تر از این و کنش های‌مان احساسی تر بود.ما بیشتر با رنگ‌ها، بازی و کمی کنترل شده‌تر عمل کردیم تا اول از همه عناصر را معرفی کنیم و بعد اجازه دهیم که مخاطب آن فیدبک مورد نظر را دریافت کند؛یعنی زمانی که در برابر تابلوی قرمز مي‌ايستد، جنس نقاشی به‌گونه ای باشد که حس سوختن به او دست بدهد.من فکر می کنم ما در این قضیه موفق شده‌ایم.به‌نظر من اگر بافت ها را کنار بگذاریم، نقش اصلی را رنگ‌ها بازی می کنند؛چرا که باید حس آن عناصر را منتقل ‌كنند.

عاطفه محمد پور:من فکر می‌کنم کار ما نيز همین بود که به واسطه رنگ ها حس عناصر را منتقل کنیم.

اگرچه رنگ‌ها در هر تابلو از يكديگر جداهستنداما از یک پیوستگی برخوردارند.یعنی هرتابلو مثل یک جزو پازل می‌ماند که در کنار يكديگر، یک تصویر کلی‌تری را به نمایش می‌گذارند.حالا تنها چیزی که دارد این ها را به يكديگر ربط می‌دهد، خود رنگ هاست.یعنی رنگ ها هرکدام یک جنسی دارند که یک شکل کاملی به وجود می آورند.شما در پروسه، چقدر به این مساله فکر کردید؟با توجه به اینکه جنسی از بداهه‌پردازی در نقاشی آبستره وجود دارد.اینجا حتی مساله پروسه ‌نيز مهم می‌شود، شما چه پروسه ای را طی می کنید تا از یک تم به مجموعه نقاشی آبستره برسید؟

رها شرفی:منظور شما این است که چگونه این بداهه‌سرایی در نقاشی اتفاق افتاده است؟

و چگونه ایده شما در قالب تم رشد کرده است؟

رها شرفی:من و عاطفه قدم به قدم با یکدیگر قبل از اینکه بخواهیم تمی را انتخاب کنیم، حرکت کردیم.ما به خود گفته بودیم که این تعداد کار را با این ابعاد می‌خواهیم،قانون و اصولی را پایه‌ریزی کردیم و بعد با یکدیگر حرکت کردیم.یعنی ابتدا آب‌وسپس خاک را کشیدیم و من فکر می‌کنم این اتفاق برنامه ریزی شده،روی کار نهایی تاثیر می‌گذارد که این کارها به یکدیگر نزدیک شده است.تحت تاثیر کار يكديگر قرار داشتيم؛یعنی این گونه نبود که ‌فقط من یک‌جا کار کنم و عاطفه یک جای دیگر و تا انتها اثری به یکدیگر نشان ندهیم.اما این دیالوگ تا یك جایی بود که ما بتوانیم بعد از آن بداهه پردازی را صورت بدهیم.

عاطفه محمد پور:یعنی تا یک جایی چک و کار می‌کردیم و 10 روز نهایی را برای خودمان می‌گذاشتیم تا امضای خودمان را داشته باشیم.این‌گونه شد که دوئت شکل گرفت.ما می دانستیم که قرار است چه چیزی بکشیم.با کار يكديگرآشنا شده بودیم و 80 درصد کار خود را می دانستیم و در نهایت در یک هفته پایانی برای نزدیک کردن آن نقاشی به بیان شخصی خود، هرکس به خلوت خودش می رفت.من تکنیک و بافت و رنگ نهایی خودم مد نظرم بود و رها نيز به همین صورت.اینجا بود که کار از يكدیگر فاصله می‌گرفت و بداهه سرایی که شما گفتید در کارما اتفاق می افتاد.رها شرفی:اگربه آثار نگاه کنید یک جای کار به آن شكل آزادانه کار کردن می رسید.یعنی همزمان هم چارچوب و قاعده و هم فری استایل وجود دارد.چیزی که البته بسیاری هنرمندان انتزاعی درگیر آن نیستند.نقاشی انتزاعی باید رها و فری استایل باشد ولی ما می‌خواستیم کنترل و هم‌بستگی نيز وجود داشته باشد تا حس ‌يكدیگر را بگیریم و به گونه‌ای نباشد که گپ بزرگي بین ما صورت بگیرد.قرار نبود که دوئت ما نوعی هم‌سرایی باشد، در دوئت قرار است هر دو یکی شوند و از یک نفر واحد حرف بزنیم.

شما از ذهنیت‌يكديگر با خبر بودید؟من فکر می کنم فهم احساسات ،عواطف و تفکر دیگری به صورت نسبی برای شکل‌گیری یک دوئت مهم باشد.

عاطفه محمد پور:بله این نزدیکی فکر و روحیه باعث شد که ما با يكديگر نمایشگاهی داشته باشیم.ما نمایشگاه گروهی داشتیم اما این دوئت را تصمیم گرفتیم انجام بدهیم و بسيار سریع این نمایشگاه برگزار شد.

چه مدت زمانی طول کشید تا این مجموعه کامل شود؟

رها شرفی:خیلی صحبت از پیش تعیین شده‌ای وجود نداشت، ما با گالری صحبت کردیم،گالری استقبال کرد و در هفت‌ماه ما این مجموعه را جمع‌آوری کردیم.تازه من نمایشگاه انفرادی نيز داشتم.

دوباره به موضوع نمایشگاه بازگرديم، می‌خواهم بپرسم که چرا این موضوع را انتخاب کردید تا کمی مفصل تر درباره آن صحبت کنیم؟

رها شرفی: من عاشق فرهنگ های باستانی هستم، چه از یونان باستان گرفته، چه از روم و غیره؛یعنی هر چیزی که در آن سخنی از مبدا آفرینش به میان می‌آید.این را با عاطفه در میان گذاشتم.من با توجه به ادبیات و اسطوره های خودمان به دنبال تصویری از عناصر چهارگانه بودم و بعد با خود گفتیم چه جالب می شود اگر عناصر چهارگانه را در شکلی انتزاعی بیان کنیم و به آن عنصری برسیم که مد نظر خودمان است.این فضا برای ما بسيار شخصی و پرمعناست.ما دل‌مان می خواست يكي از اين پنج عناصر را که چهار تای آن از هزاران سال پیش تعریف ‌شده‌بود، با دیدگاه خودمان تعریف کنیم.

وقتی نقاشی به سوی انتزاع می‌رود،حس ناب و دریافت آن عمیق‌تر می شود. فضای پنجم بدون حضور چهار عنصر می‌توانست شکل بگیرد و آن‌ها را در دل خود جای دهد یا اینکه مکانیزمی متفاوت داشت؛ یعنی آن چهار عنصر پایه عنصر پنجم هستند؟

عاطفه محمد پور:من فکر می کنم فضای پنجم بر چهار عنصر دیگر استوار است و البته به آن‌ها معنا می‌دهد و آن چهار عنصر از این عنصر انرژی می گیرند.یعنی فضای پنجمی وجود داشته که آن‌ها به وجود آمدند.

رهاشرفی:اگر تئوری بیگ بنگ را نيز کنار بگذاریم که تمام جهان اول فضای بیکران بوده،مي‌توان گفت اول فضايي ‌وجود داشته است.برای ما هم اول فضا بوده و در روابط انسانی نيز این فضا تعریف می شود؛فضای روابط زن و مرد، فضای روابط جنسی ‌و فضای روابط اجتماعی. این فضا دايم وجود دارد و در قالب این فضا، همه چیز دارد تعریف می‌شود.یعنی فضایی وجود دارد که بعد عناصری به واسطه آن به وجود می آیند.فضا مهم ترین رکن تشکیل دهنده جهان است،چه به معنای ملموس آن که همان گلکسی است و انسان هنوز کشف نکرده ، چه از لحاظ فیزیکی و چه ازلحاظ روحانی آن.

در کارهای خانم محمد پور، نوع بافت‌ها،خطوط و رنگ گذاری کمی بی واسطه‌تر به تصویر خود فضا به معنای کهکشانی نزدیک است.شما در این مرحله ‌نيز با تکیه بر بداهه‌پردازی به این شکل رسیده اید؟

عاطفه محمدپور:نقاشی آبستره همان‌گونه که گفتم در رویا و تخیل شکل می گیرد و من چون فقط آبستره کار می کنم، نقاشی هایم وابسته به این روحیه‌ام است.یک سری اصول و قواعدی وجود دارند که شما بايد در کارتان دخیل کنید.شما لازم است رنگ شناسی‌و ترکیب بندی بدانید و هر کسی خط خودش را در یک اثر دارد.شما بافت‌های ریز را در همه کارهای من می‌بینید.

اما در کارهای خانم شرفی بافت‌ها درشت‌تر و رنگ‌ها محدودتر هستند؛ به‌گونه‌ای که بر خلاف آثار خانم محمد پور که در گستره بوم پخش شده، شکلی مینیمالیستی را در نهایت به ذهن متبادر می‌کند و تصاویر مرکزی‌تر هستند.با این حال وجوه مشترکی ‌نيز بین آن‌ها ‌وجوددارد.

رها شرفی:خانم محمد پور به شکلی آزادانه کار می‌کند و دنیای او بر یک حرکتی بنا شده است.دنیای من ایستاست، من وارد جزيیات می شوم و ریزه‌کاری وجود دارد.شاید به‌دليل ذهنیتم در علاقه‌مندی به کارهای رئالیستی است.من اجازه می‌دهم که فضای من حرکت کند و از یک جایی به بعد جلوی آن را می‌گیرم و به در آوردن دیتیل توجه می کنم.

شما تنها نقاشی آبستره کار می‌کنید؟

رها شرفی:من خودم را یک نقاش هایپر رئالیست می‌دانم و نقاشی های من در گالری 26، همگی فیگورهایی هایپر بودند که در پس زمینه ای اکسپرسیو به وجود آمده بودند.

عاطفه محمد پور:اما من ‌فقط آبستره کار می‌کنم.ما چون زمانی هر دو در کارگاه آبستره کار می کردیم، در این نمایشگاه ‌نيز به یکدیگر نزدیک شدیم.در پاسخ به سوال قبلی شما این را اضافه می‌کنم که من بسیار کنترل شده کار کردم.آبستره، رنگ‌های ‌بسيار شادي را می‌طلبداما من در اثر آخرم، دیگر جلوی خودم را نگرفتم و گذاشتم آن اتفاقی که باید، در این اثر رخ بدهد.

رها شرفی:من زمانی که تعداد رنگ‌هایم زیاد می‌شود، اعصابم به‌هم می‌ریزد.حتی در کارهای رئالیستی که دارم، شما رنگ زیادی نمی بینید.من یک تکنیک شستن در آثارم دارم.از رنگ زیاد هراس دارم و بیش از دو تا رنگ کار نمی کنم.

عاطفه محمد پور:کسی که آبستره کار باشد، نمی‌تواند خود را کنترل کند.

این محدود کردن و یا رها کردن، کیفیت تصویری را تغییر می‌دهد.تغییر شکل هردو هنرمند و همزمان تلاش برای نزدیک شدن فضای آثار هر دوی شما به یکدیگر، به چه شکلی صورت می گیرد.این همخوانی با چه رویکردی است.به‌دليل جزيیات مشترک کار یا ذهنیت مشترک؟

رها شرفی:این به نظر من به خاطر شیمی کاراکترهای ماست.ما دو فرد متفاوت از یکدیگر اما با هم سازگار هستیم.از ابتدا نيز این برای ما عجیب بود؛آدم‌هایی که تا این اندازه در لباس پوشیدن ، غذا خوردن و نوع رفتار و کنش با يكديگر تفاوت دارند، این قدر سازگار هستند.در نقاشی‌های‌مان این اتفاق رخ می‌دهد و ما با نقاشی‌های یکدیگر نيز حال‌مان خوب می‌شود.این تفاوت شخصیت موجب شد که بخواهیم نمایشگاه برگزار کنیم.کاراکترهای ما در تابلوهای‌مان نيز هست.من در آثارم حتی با انتخاب قاب مستطیل یا مربع به نوعی براي آن حصارايجاد می‌کنم اما در جزيیات بسیار زمان می‌گذارم.شاکله یک تابلو را دو ساعته پی می‌ریزم و در 10 روز روی جزيیات آن کار می‌کنم.این نزدیک بودن رابطه موجب شد کارها از يكديگر فاصله نگیرد و این موج، سینوسی وار بالا و پایین شود.

البته چیدمان نيز بسيار مهم است.

رها شرفی:بله.این باعث شده است که مخاطب از آثار بریده نشود و کارها با یک نوسان در کنار یکدیگر، شکلی سیال به نمایشگاه ببخشند.

دو هنرمند كه با یکدیگر کار می‌کنند، چقدر نیاز به گفت‌وگوی کاری غیر ذهنی دارند وقتی عنوان دوئت بر زبان می آید.این گفت‌وگو چه تاثیری برکار شما گذاشته است؟

رها شرفی:من دو تا دوئت در چند وقت اخیر دیدم که با تماشای آن به من حال دوئت دست نداد. بیشتر نوعی دوئل بود.ما نمی خواستیم دوئل ‌كرده و کارهایی را ارائه کنیم که با یکدیگر شاخ به شاخ شده باشند و از سویی جنسیت ما در آن‌ها مشخص نباشد.دوئت به معنای گفت‌وگو و نزدیک شدن است.من وقتی ‌50درصد اثر شکل می‌گرفت، برای عاطفه می‌فرستادم و او نيز همین‌طور و ما به کارهای‌يكديگر نظراتی را اضافه می کردیم و مهم تر اینکه این نظرها بر روی کار اعمال می‌شد؛ یعنی ما از يكديگر می پرسیدیم که ‌چگونه کارمان را کامل کنیم و به این واسطه رشته‌های مشترکی را در کنار یکدیگر وارد می کردیم.یعنی علاوه بر نزدیکی کاراکتر، نظرهای تکمیلی نيز درباره کار دادیم و استفاده کردیم.برای اینکه دوئت شکل بگیرد و یک حال‌هایی در کارهای‌مان موج بزند.عنصر آب من از عنصر آب عاطفه پرت نباشد.می‌خواهم بگویم برای نمایشگاه دوئت، اشتراکاتی نیاز است.آن ‌نيز با نگاه ما که می خواستیم کارها در نهایت یک چیز واحد را روایت کنند.ما یک حرف را در دو استایل مختلف می‌زنیم؛ یعنی ما دو نفر نیستیم، یک نفریم.

خانم محمد پور، آثار انتزاعی شما به سمت نوعی آثار دکوراتیو نزدیک می شود و با اینکه در فضايی انتزاعی جلوه می‌کند، در مرزی میان نقاشی انتزاعی و دکوراتیو قرار دارد.اینکه نمی‌توان این مرز را برداشت، یعنی نقاشی دکوراتیوی که همزمان وجهی آرتیستیک نيز دارد، چیزی است که شما خود به دنبال آن هستید؟

عاطفه محمد پور:این بسیار به شخصیت آدم‌ها بازمی‌گردد.من خودم دوست دارم کارهايم بین این دو مرز باشد.هم زیبایی را دلم می‌خواهد و هم آرت، دیده شود.هیچ وقت در کارم این را از دست نمی دهم.اما اگر بخواهید حساب کنید کارهای آبستره، بسيار شاد و رنگی هستند و دركل سبک آبستره، این شکلی هست كه‌ ‌بسيار جذب رنگ ها می شويد.

شما در نقاشی های‌تان از خطوط ، فرم‌های هندسی و یا بافت‌هایی در شکلی مودال و گیره‌وار استفاده می کنید که این هم در تزيینی شدن اثر و هم در نزدیکی آن به زبان بصری هنر ایران تاثیر دارد و البته رنگ هایی ‌نيز که انتخاب می کنید، رنگ هایی نزدیک به فرهنگ ماست.

عاطفه محمد پور:همه این ها به احساسات آرتیست باز می‌گردد،به فکر و رویای او.من همیشه آب را به گونه‌ای می بینم که روی تخته سنگی نشسته ام و به اقیانوس نگاه می کنم. این سبزی آب اقیانوس در برخورد با صخره‌ها را نيز می خواستم در کارم نشان بدهم و این‌ها در انتخاب رنگ تاثير می‌گذارد.نقاشی انتزاعی به‌طوركامل حسی است و شما با سطحي سفید مواجه‌اید و قرار نیست از روی چیزی خلق کنید، این اتفاق مهمی است که در پروسه کاری ما رخ می دهد.

اما کارهای شما این گونه نیست.

رها شرفی:نه.هیچ‌کدام از آبستره‌های من شبیه به هم نیست و با یکدیگر فرق می‌کنند.یعنی یک تکنیک خاص را نمی توانم تکرار کنم و در بافت‌هایم باید متفاوت باشم .این ‌نيز به شخصیت من باز می‌گردد که ماجراجو هستم.

عاطفه محمد پور:البته ذهنیت آدم‌ها نيز مهم است.من در این اثر حس کهکشان را داشتم اما شما آن را یک اقیانوس فرض کردید.نقاشی آبستره این خاصیت را دارد که هر آدمی یک حسی دارد و فضا شکل می‌گیرد.

من فکر می کنم شما در این آثار به دنبال عمیق تر کردن یک تجربه هستید و خانم شرفی می خواهد تجربه ای را بشکند و کار نو بکند.

رها شرفی:من روحیه ای دارم که امروزم شبیه فردایم نیست اما عاطفه، اخلاقی عمیق و آرام دارد و اگر قرار باشد رشد کند، عمق می‌دهد.اما من رشد کردن را به معنای تغییرهای ‌بسيار عمیق و شدید می دانم و از این لذت می برم.