فریدون مجلسی
دیپلمات پیشین
 از یکی دو روز پیش آقای ترامپ اعلام کرده بود  می‌خواهد به وعده‌ای که در جریان مبارزات انتخاباتی‌اش داده بود عمل کند و ضمن اینکه بیت‌المقدس را به عنوان پایتخت دولت متجاوز اسرائیل به رسمیت خواهد شناخت، سفارت امریکا را نیز از تل‌آویو به آن شهر منتقل  خواهد کرد. اعلام رسمی موضوع نیز به  روز چهارشنبه، به وقت واشنگتن، موکول شد. آن وعده هنگام مبارزات انتخاباتی برای جلب کمک‌های بی‌دریغ لابی‌های ثروتمند یهودی بود، اما رئیس‌جمهوری که در آن سخنرانی نامتعارف در مجمع عمومی ملل متحد تنها معیار تصمیم‌گیری خود را منافع امریکا دانسته بود، در اعلام تصمیم خود درباره به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت اسرائیل، دست‌کم باید رعایت منافع ملی کشورش را می‌کرد. اکنون 100 سال از صدور اعلامیه بالفور وزیر خارجه انگلیس درباره تسهیل مهاجرت یهودیان به فلسطین و 70 سال از تشکیل رژیمی به نام اسرائیل در سال 1947 در آن سرزمین‌ها می‌گذرد. کشوری که کشورهای عربی  و اسلامی مشروعیت و قانونی بودن تشکیل آن را به رسمیت نشناختند و منجر به نخستین جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1948 شد. اسرائیل با بهره‌مندی از حمایت کشورهای غربی این جنگ را با گسترشی در مرزهای پیشین با آتش بسی در مرزهای جدید در سال 1948 به پایان رساند.
 در سال 1956 که عبدالناصر کانال سوئز را ملی اعلام کرد و مورد حمله انگلیس و فرانسه قرار گرفت، رژیم تل‌آویو فرصت‌طلبانه آتش‌بس را نقض کرد و با آزمندی و توسعه طلبی به همسایگان عرب حمله کرد و کل شبه جزیره سینا و نوار غزه و ساحل غربی رود اردن و بلندی‌های جولان در سوریه را به اشغال خود درآورد. تلافی‌جویی اعراب موجب مقاومتی خونین و جنگ‌های 1967 و 1973 و ورود نیروهای مصری به شبه جزیره سینا شد. خستگی و خسارات مصر و اردن آنها را به امضای قرارداد صلح جداگانه در برابر استرداد اراضی اشغالی واداشت و مقرر شد دولت فلسطین در سرزمین‌های غرب رود اردن و نوار غزه تشکیل شود. رژیم اسرائیل حتی این توافق را هم نپذیرفت و اعلام کرد که شهر بیت المقدس و بلندی‌های جولان را به خاک خود ملحق و پایتخت خود را نیز کل بیت‌المقدس اعلام می‌کند. این ادعا هرگز مورد تأیید جامعه جهانی قرار نگرفت. قطعنامه 242 شورای  امنیت، اسرائیل را ملزم به خروج از غزه و ساحل رود اردن و شرق بیت‌المقدس می‌کند. قطعنامه اخیر  در سال  2016 نیز اسرائیل را از خانه‌سازی در سرزمین‌های اشغالی بعد از جنگ 1967 باز می‌دارد و موجبات تشکیل دولت فلسطین را به پایتختی قدس تشویق می‌کند. در شرایطی که شاید خستگی و خسارات برخی کشورهای عربی و اسلامی مانند مصر و اردن و ترکیه و اخیراً قطر و عربستان موجب برقراری روابط سیاسی رسمی یا غیر رسمی میان آنها شده است، اما اعلام غیر منتظره ترامپ حتی برای آن گروه کشورها نیز شگفت انگیز بوده است.  تقریباً همه کشورهای عربی و اسلامی به این اقدام امریکا اعتراض شدید کرده‌اند. جالب است ببینیم واکنش عربستان چه خواهد بود. متحدین غربی امریکا نیز، نه اگر به خاطر دفاع از حقوق فلسطینیان، به خاطر مصلحت‌اندیشی خودشان و محفوظ داشتن روابط آینده با کشورهای عربی و همچنین به رعایت علائق میلیون‌های شهروند عرب تبار خودشان این اقدام نابخردانه و تحریک‌آمیز ترامپ را محکوم کرده‌اند. خصوصاً آنکه وضعیت خاص قدس حتی فراتر از رنگ عربی  و امری مرتبط با کل جهان اسلام است.
ترامپ قبلاً هم در اجرای وعده دیگر دوران انتخاباتش صدور روادید برای شهروندان شش کشور اسلامی را ممنوع کرد و یکی دو روز قبل دیوان کشور دستچین شده  و دست راستی امریکا در رأیی سیاسی منع صدور روادید توریستی برای شش کشور اغلب اسلامی را تأیید کرد، که اقدامی بیشتر ضد ایرانی است، زیرا کدام تبعه سومالی، یا کره شمالی قصد یا توان دیدار از امریکا را دارد، در حالی که در امریکا میلیون‌ها ایرانی‌تبار زندگی می‌کنند که خویشاوندان ایرانی دارند. در واقع این تصمیم غیر انسانی ترامپ نیز موجب محروم کردن بخشی از اتباع کشور خودش از بدیهی‌ترین حقوق بشری آنان، یعنی دیدار با والدین و نزدیکانشان است. رفتارها و تصمیمات و سخنان عوامانه و غیر منطقی حتی جنون‌آمیز ترامپ از روز نخست شگفتی و انتقاد روزنامه‌نگاران و  عقلای آن کشور را برانگیخته و مایه شرمساری امریکاییان اندیشمند بوده است. شاید آقای ترامپ در اعلام این تصمیم‌ها فراموش کرده است قرص خودش را بخورد!