محمد هدایتی - تراکم، دود و آلودگی، فرسایش، گرانی، بی‌عدالتی و اساسا شرایط سخت؛ اینها منظومه چیزهایی است که با شنیدن نام «تهران» به ذهن‌مان متبادر می‌شود. متغیرهای کلان اقتصادی و سیاسی و البته نظام سیاستگذاری شهری در چند دهه اخیر تهران را به شهری به مراتب سخت‌تر برای زندگی بدل کرده است. شاید بتوان نقطه شروع شکل جدید شهری در تهران را پایان جنگ دانست. زمانی که به ضرورت درآمدن از وضعیت جنگی و «توسعه» به سیاست‌هایی منجر شد که نه‌تنها گرهی از مشکلات باز نکرد که روندهایی مخرب را نهادینه کرد. مساله برای شهرداری کسری بودجه بود، دخل و خرج‌ها با هم نمی‌خواند. بنابراین چاره را در درآمدزایی شهرداری‌ها و استقلال مالی آن یافتند؛ آسان‌ترین و دم‌دست‌ترین راه‌حل هم شد فروش فضا و تراکم. شهرداری‌ها برخلاف قانون، مجوز بلندمرتبه‌سازی‌ها را صادر و در ازای آن پول دریافت کردند. ساختمان‌ها، بدون لحاظ کردن استانداردهای محیطی و البته زیبایی‌شناسی سر به آسمان کشیدند. این سیاست کسب سود و فروش، تاثیراتش را در جاهای دیگر هم گذاشت. در اقتصادی که نشان چندانی از تولید نداشت و رانت و توزیع آن اصلی‌ترین کنش بود، شهرداری‌ها از طریق سیاست‌های نادرست، املاک و مستغلات را به اصلی‌ترین اهداف سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی بدل کردند. نتیجه این روند بعد از دو دهه این است که در شهری با این همه واحد مسکونی، هزینه مسکن به اصلی‌ترین بخش در سبد خانوارها بدل شده است و بسیاری استطاعت تامین آن را ندارند؛ هزینه‌هایی کمرشکن. از طرف دیگر منطق کسب سود به دیگر بخش‌ها هم تسری یافت. برخلاف شعارهای فرهنگی و در ظاهر انقلابی، شهرداری‌ها در یکی دو دهه اخیر از اصلی‌ترین واسطه‌های اشاعه نوعی سرمایه‌داری لجام‌گسیخته مالی و نه تولیدی بودند. در پیوند با طبقه جدیدی که ثروتش محصول آشفتگی‌های بازار و روابط ناسالم می‌دید، شهرداری شهر را بیش از پیش تجاری‌تر کرد، به جنگ فضای سبز شهری رفت، هویت شهری را از بین برد و حافظه شهر را تخریب کرد. نتیجه شده است شهری سخت و گران که می‌گویند بهشت پولدارها و ثروتمندان شده است و گورستان فقرا و کارتن‌خواب‌ها.شورای شهر و شهردار جدید وارث میراثی شوم هستند. گسستن از این رویه‌های نهادینه‌شده، رویه‌هایی که با منافع بسیاری گره خورده است، کار آسانی نیست. اما پیش از هر چیز شاید لازم باشد این منطق سود در مدیریت شهری از اولویت خارج شود یعنی خارج شدن از چرخه تجاری کردن همه چیز و همه روابط. شاید آن وقت تهران نفسی بکشد.
hedayati.mohammad@yahoo.com