فاطمه امین‌الرعایا
ساعت حدودا یازده شب است. اهالی خانه هر کدام به اتاق خودشان رفته‌اند تا کمی استراحت کنند و برای خواب آماده شوند. دختر، پشت میز تحریر اتاقش می‌نشیند، از کشوی سمت راست سررسید و خودکاری بیرون می‌آورد و شروع می‌کند به نوشتن. این صحنه برای‌تان آشنا نیست؟ سریال‌های «داستان شیرین»، «داستان شیرین دریا» و «آشپزباشی» سریال‌هایی بودند که بر پایه خاطره‌نویسی شخصیت‌های داستان شکل گرفته‌ بودند. این سریال‌های پرمخاطب با همین شیوه توانسته بودند افرادی را به نوشتن خاطرات روزمره‌شان علاقه‌مند کنند. در این میان سوالی گوشه ذهن را به خود مشغول می‌کند، نوشتن افراد عادی جامعه یعنی آنان که نویسنده نیستند چقدر مهم است؟ آیا نوشتن یا ننوشتن این افراد در حفظ بخش‌هایی از ادبیات تاثیرگذار است؟
هیچ کس نمی‌نویسد
بخش مهمی از ادبیات توسط مردم عادی یک جامعه شکل می‌گیرد. به طور مثال شاید همین مردم با خاطره‌نویسی و سفرنامه‌نویسی عامل حفظ ادبیات فولکلور باشند، اما اگر افراد، دیگر علاقه‌ای به نوشتن نداشته باشند چه بر سر این بخش از ادبیات خواهد آمد؟ آیا نوشتن یا ننوشتن مردم عادی اهمیت و تاثیری در ادبیات دارد؟ مجید قیصری، نویسنده، معتقد است نوشتن در ایران به یک سنت تبدیل نشده است. او به «ابتکار» می‌گوید: ما زمانی می‌توانیم بگوییم مردم زمانی می‌نوشتند و امروز دیگر نمی‌نویسند که به طور مثال چندین جلد کتاب درباره خاطرات معلمان در زمان‌های مختلف در طیف‌های مختلف نوشته شده باشد یا صدها جلد توسط پزشکان و پرستاران درباره شغل‌شان نوشته شده باشد، هنرمندان خاطرات زندگی‌شان را ثبت کرده باشد و ... اما وقتی بررسی کنیم، خواهیم دید که عملا در این بخش اتفاقی نیفتاده است. البته در مجله همشهری داستان صفحه بسیار خوبی در همین زمینه وجود دارد که هر کس درباره تجربیات و پیشینه شغلی خودش می‌نویسد، در آن صفحه اتفاقاتی می‌افتد، در نتیجه در آن صفحه، زبان‌ و برخورد فرهنگ شکل خواهد گرفت. در غیر این صورت جسته و گریخته در این زمینه کتابی پیدا خواهید کرد. او ادامه‌ می‌دهد: البته سیاستمداران ما از قبل‌تر با منشآت قائم مقام فراهانی تا امروز با خاطرات هاشمی رفسنجانی، خاطراتی نوشته‌اند؛ رجال سیاسی تا حدودی خلاء موجود را پر کردند. اما نمی‌توانیم بگوییم مردم قبلا می‌نوشتند و امروز نمی‌نویسند. در تمام دنیا درباره هنرمندان و اشخاصی که با نوشتن و خواندن سرکار دارند، زندگینامه‌هایی، به صورت خودنوشت یا دیگرنوشت، وجود دارند اما آیا زندگینامه‌ای از احمد‌ محمود یا دیگر نویسندگان وجود دارد که خودشان آن را نوشته باشند؟ شاید به صورت محدود زندگینامه‌ای درباره یک نویسنده پیدا می‌کنیم که خود آن نویسنده آن را نوشته باشد، یا تجربیات نوشتن خود را در آن ثبت کرده باشد. بنابراین نمی‌توان از مردم عادی هم انتظار زیادی داشت.
فرهنگ اعتراف کردن نداریم
قیصری، با بیان اینکه ننوشتن ما به نداشتن فرهنگ اعتراف کردن باز می‌گردد، می‌افزاید: ما در کشور فرهنگ اعتراف کردن نداریم و به دلیل وجود خودسانسوری همه چیز را نمی‌نویسیم. به طور مثال ما در مورد عاشق‌ شدن‌مان به راحتی نمی‌نویسیم. فرهنگ جسارت می‌تواند توسط هنرمندان و نویسندگان ما منتقل شود. به طور مثال گونتر گراس، نویسنده، مجسمه‌ساز و نقاش آلمانی، که نوبل ادبیات برده است، اعتراف کرده که زمانی از اعضای بخش مسلح حزب نازی موسوم به اس اس بوده ‌است. چنین فرهنگی در بین ما وجود ندارد، چنین اعترافاتی برای ما عواقبی به دنبال دارد بنابراین هیچ کس جسارت ندارد که دست به نوشتن بزند. به همین دلیل افرادی که در نوجوانی خاطرات‌شان را نوشته‌اند وقتی سن‌شان بالاتر می‌رود، آن‌ها را پاره می‌کنند و دور می‌ریزند.
فضای مجازی، محرک زندگی شفاف
امروز فضای مجازی به عنوان ابزاری سودمند و سهل‌الوصول برای نوشتن در اختیار افراد است. قیصری درباره تاثیر این فضا بر نوشتن افراد می‌گوید: به نظر من فرهنگ دنیای مجازی ما را وارد فرهنگ اعتراف می‌کند یعنی در ما جسارتی ایجاد می‌کند تا حرف‌هایی که نمی‌خواستیم یا ‌نمی‌توانستیم بگوییم را بیان کنیم. به عنوان مثال شاید کمتر عکس از یک نویسنده با پیژامه و در حال غذا خوردن دیده باشید اما امروز این فرهنگ کم‌کم پذیرفته می‌شود که ما وارد خلوت افراد مشهور یا معمولی شویم، ما امروز راحت‌تر می‌توانیم با زندگی عادی یک هنرمند ارتباط برقرار کنیم و به همین دلیل بعد از این کم‌کم فرهنگ غرب یعنی فرهنگ اعتراف به کمک فضای مجازی ما را به این سو می‌کشاند که حجاب‌ها و حائل‌هایی که دور خود کشیده‌ایم را کنار بزنیم و شفاف و دور از ریا زندگی کنیم.
اهمیت ادبیات شفاهی در حفظ ادبیات مکتوب
به اعتقاد حمید سفیدگر، پژوهشگر فرهنگ عامه، نوشتن یا ننوشتن تاثیری در حفظ ادبیات مکتوب ندارد، بلکه آنچه موثر است، حفظ ادبیات شفاهی است. سفیدگر به «ابتکار» می‌گوید: ادبیات به دو بخش ادبیات شفاهی و مکتوب تقسیم می‌شود. قرار نیست همه بنویسند. معمولا نوشتن وظیفه نویسنده‌هاست ولی مواد اولیه نوشتن، ادبیات شفاهی است. امروز حتی در شبکه‌های مجازی ادبیات تولید می‌شود و نویسنده‌ها باید بدانند چطور از این نوشته‌ها برای خلق ادبیات استفاده کنند. در گذشته از قصه‌ها، چیستا‌ن‌ها و ضرب‌المثل‌ها در ادبیات شفاهی استفاده می‌شد اما امروز روند استفاده از ادبیات شفاهی غییر پیدا کرده است. امروز انیمیشن‌هایی که توسط هالیوود ساخته می‌شود اکثرا از ادبیات شفاهی کشورهای مختلف استفاده می‌کنند. در این میان بحث فولکلور مطرح است. در بسیاری از کشورها این موضوع در کتاب‌های درسی با چنین موضوعاتی آشنا می‌شود اما در کشور ما چنین نیست. بنابراین بچه‌ها با ادبیات شفاهی آشنا نیستند و وقتی هم که بزرگ شوند نمی‌توانند آن را حفظ کنند.
سفرنامه‌نویسی و خاطره‌نویسی از سوی دیگر وسیله‌ای برای حفظ تاریخ، خصوصا تاریخ شفاهی هستند. به طور مثال کسی که در جنگ شرکت کرده‌ است، لزوما یک نویسنده نیست ولی با نوشتن خاطرات و جزئیات اتفاقات بخشی از تاریخ شفاهی و ناگفته‌های جنگ را ثبت می‌کند. سفیدگر درباره تاثیر ننوشتن مردم در حفظ تاریخ شفاهی می‌گوید: در گذشته هر کسی نمی‌نوشت، خصوصا شخصیت‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برای‌شان آنچه آفریده بودند از اهمیت بیشتری برخوردار بود تا نامه‌ها و خاطرات‌شان. آنچه مهم است، ادبیات خلاقانه بود. در خاطرات، آنچه که اتفاق افتاده نوشته می‌شود و اتفاقات واقعی‌تر است و با جامعه ارتباط بیشتری برقرار می‌کند.
اینکه نوشتن یا ننوشتن امروز زیاد یا کم شده، چندان مشخص نیست ولی آنچه اهمیت دارد، تاثیر نوشتن مردم بر بخش‌های عمومی‌تر ادبیات است و به نظر می‌رسد که باید این روزها که مردم گرفتار روزمرگی‌هاو گرفتاری‌های فراوان زندگی مردن هستند، اهمیت نوشتن بار دیگر برای‌شان بازگو شود.