کهنه فروش کتاب گیلان: لابه لای ورق های کهنه، حرف تازه می فروشم

اینها حرف هایی نو از علی جوان پرست پیرمرد 73 ساله ای است که ده ها سال است در گیلان و شهر رشت، کتاب های دست دوم می فروشد و معتقد است جوانان امروز، کتاب شناسند. در این روزها که مصیبت زده یک واقعه دلخراش طبیعتی هستیم و هموطنانمان در غرب کشور، در غم از دست دادن عزیزانشان سوگوارند و هوای دل سرزمینمان خوش نیست، دیگر نایی برای شنیدن حرف های نخ نما و کلیشه ای کتاب و کتابخوانی نیز نمی ماند.
اما خبرنگار که باشی، حتی اگر نخواهی، سوژه رهایت نمی کند؛ حال و هوای هیچ چیز خوش نبود و حتی ناچار می شوی از مسیری راه به سوی محل کار بگذاری که خوشایند طبعت نیست اما گاه یک حرف تازه حال دلت را خوش می کند.
صحبت های پیرمرد کهنه فروش کتاب با دختر جوان که دنبال کتابی می گشت، جذبم کرد و به دیدن کتاب ها مشغول شدم و می شنیدم که پیرمرد دختر را قانع می کرد که کتابی در دنیا گواراتر از مثنوی معنوی و شاهنامه وجود ندارد.
دختر به اصرار از گوته، تاگور، لامارتین و ... نام می برد و ضمن قبول حرف های پیرمرد، او را به تعصب وطنی متهم می کرد. پیش تر سابقه مصاحبه با کتاب فروش های دست دوم را داشتم، خیلی تمایل به مصاحبه نشان نمی دادند و حتی از گفتن نامشان هم ابا داشتند و با همین ذهنیت به پیرمرد کهنه فروش کتاب نزدیک شدم و گویا چون قرار بود همه چیز دیگر باشد، چنین شد و با شوق گفت: علی جوان پرست هستم،73 ساله و ده ها سال کتاب دست دو می فروشم و تا بحال هیچ خبرنگاری با من مصاحبه نکرده، اما می دانم شیفته کارم هستم.
کتاب ها را در یک متری زمین بر سکویی به نرده ها تکیه می داد و در حین چینش از من قول می گیرد که عکسش را هم منتشر کنم و می گوید: هیچ چیز شیرین تر از بحث با جوانان دانا نیست.
وی ادامه می دهد: هیچ سوادی ندارم اما خواندن و نوشتن می دانم و همه نویسندگان معاصر و پیشین را می شناسم و خوب می دانم چه کتاب هایی در رو دارد.
جوان پرست یک کتاب کهن با ورق هایی کهنه را بیرون می آورد و می گوید: لا به لای این ورق ها حرف تازه می فروشم و هوای خودم تازه می شود.
به تقریب پیرمرد همه کلیشه های ذهنیم را یک به یک بر هم می زد و می گفت: بیشتر مخاطبانم جوانان و نوجوانان هستند، کتاب شناسند و بنا به تربیت و استعدادشان اغلب، نگاه کردن به زندگی را می دانند.
وی ادامه داد: گرانی کتاب بهانه است، گران ترین کتاب های من بیش از کتاب های ارزان و کم معنی فروش می روند.
به یاد آوردم محققان بر این باورند که کتاب خواندن در وهله نخست یک امر آموزشی است مانند خوردن (چگونه خوردن، چه چیزی را خوردن)، پوشیدن (چه چیزی را پوشیدن و چگونه پوشیدن)، ارتباط برقرار کردن (چگونه برخورد کردن، دست دادن یا دست ندادن، چه چیزی را گفتن و نگفتن) و حتی مانند درس خواندن و علم آموزی است از این رو، کتاب خواندن ‌باید آموزش داده شود بنابراین، کتاب خواندن امری اکتسابی است و نه ارثی.
همچنین، کتاب خواندن باید لذتی به همراه داشته باشد؛ پس کتاب آنقدر ‌باید جذاب باشد که لذتی را برای خواننده به همراه بیاورد؛ کتاب خواندن ‌باید مفید باشد، کارآیی داشته باشد، مشکلی را حل کند، مسیری را روشن و باز کند، اگر نه همه زندگی، بخشی از آن را بهتر کند؛ بهبود ببخشد، کامل کند؛ لذا خواندن کتاب نه تنها یک امر آموزشی، بلکه یک فرهنگ است و نیاز به فرهنگ سازی دارد، یعنی خود بخود در فرد بوجود نمی‌آید و دانستم، جوان پرست با راهنمایی ها و معرفی کتاب هایش در مخاطبان چنین شوری می انگیزد.
از او پرسیدم جوانان به حتم بیشتر سراغ کتاب های کمک درسی می آیند؟ مغموم و کمی هم غضبناک، نگاهم کرد و گفت: کمترین کتاب هایی که می آورم، کتاب های کمک درسی است.
صحبت هایش نو بود و دریافتم سیستم بیانی، هنری مستقل و مختص به فرد است که می تواند اینچنین شوق ایجاد کند.
راه در مسیر پیاده راه گذاشتم و کتابفروشی که کتاب های دست دوم را بر سنگ فرش خیابان پهن کرده بود، پس از فاش شدن هویتم با دل ناخواه پاسخ می دهد و می گوید: کتاب های قدیمی بهتر است و قیمتش هم نیم بهاست و گاه در بازار هم یافت نمی شود.
وی با کتابفروشان دیگری که پیشتر با آنها مصاحبه داشتم، هم عقیده است و بیان می کند: زنان خانه دار و دختران جوان به کتاب های روانشناسی و رمان، بهتر روی نشان می دهند و خوانندگان کتاب های تاریخی بیشتر است.
کمی جلوتر کتاب فروش دیگری بساط کرده و همه کتابهایش کتاب های کمک درسی است و می گوید: جوانان فقط طالب کتاب های کمک درسی هستند.
نخواستم طعم خوش هم سخنی با کهن مرد کهنه فروش کتاب را به سخن های کلیشه که البته شاید واقعیت جامعه مان است، تلخ کنم و گام به ادامه مسیر نهادم ...
بیست و چهارم آبان ماه ، روز ارج گذاری به کتاب و کتابخوانی است.
گزارشگر : مرضیه ضامن ** انتشاردهنده:امیرحسین کبیری
1881/2007

انتهای پیام /*